تبليغاتX
فدایی ولایت

پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 | مریم
                              السلام علي قلب زينب الصبور ولسانها الشكور

 

 

                            

                      امام زمان عليه السلام ومصيبت اسيري حضرت زينب عليها السلام

 

           حاج ملا سلطان علي روضه خوان تبريزي كه از جمله عباد وزهاد بوده مي گويد:

               درخواب مشرف  به    محضر والاي امام زمان عليه السلام شدم ...عرض كردم :

                        مولانا!آنچه درزيارت ناحيه مقدسه ذكر شده است كه مي فرمايد:

               "فلائ ندبنك صباحا ومسا ولا بكين عليك بدل الدموع دما"صحيح است.

             فرمودند: بلي!عرض كردم:آن مصيبتي گه بجاي اشك خون گريه مي كنيد      

                                                      کدام است ؟

                                    آيا مصيبت علي اكبر عليه السلام است؟

                            

             فرمودند:نه !اگر علي اكبر عليه السلام زنده بود در اين مصيبت او هم خون گريه

                                                               ميكرد.

                               گفتم:آيا مصيبت حضرت عباس عليه السلام است؟

             فرمودند:نه!بلكه اگر حضرت عباس عليه السلام هم در حيات بودند.دراين مصيبت خون

                                                    گریه می کرد.             

                                گفتم :البته مصيبت حضرت سيد الشهدا عليه السلام است؟

             فرمودند:نه!حضرت سيد الشهدا عليه السلام هم اگر در حيات بودند.در اين مصيبت

                                                           خون گريه مي كردند.

        پرسيدم:اين كدام مصيبت است؟فرمودند :آن مصيبت اسيري حضرت زينب عليها السلام 

                                                                  است.

لینک ثابت

سه شنبه هشتم تیر 1389 | مریم

         قربانی جدید هولوکاست دروغین

هولوکاست

جسد پروفسور و نویسنده معروف لهستانی که تنها به دلیل انتقاد از هولوکاست از تدریس در دانشگاه‌ها منع شده بود، پس از دو هفته در پارکینگی پیدا شد.

پایگاه اینترنتی "مایکل‌هافمن" پژوهشگر و صهیونیست‌پژوه معروف اعلام کرد: جسد پروفسور "داریوس راتاجزاک " که استاد سابق دانشگاه‌های لهستان است، پس از دو هفته در پارکینگ‌ یکی از مراکز فروش شهر "اپول " در غرب لهستان پیدا شد.

این تاریخ‌شناس برجسته لهستانی به دلیل انتقاد از هولوکاست و اعلام این موضوع که کشته شدن وسیع یهودیان در اتاق‌های گاز اردوگاه آشویتز غیر ممکن است، در سال 2002 مجرم شناخته شد.

راتاجزاک پس از آنکه در آوریل 1999 کتاب "موضوع خطرناک " را به چاپ رسانده بود، توسط مقامات قضایی لهستانی مورد محاکمه قرار گرفت و از تدریس در دانشگاه اپول منع شد.

یکی از مقامات قضایی اپول گفت: جسد راتاجزاک که به شدت فاسد شده بود توسط خانواده وی شناسایی شده و بنابراین انجام آزمایش‌های "دی‌ان‌ای " اضافی نیاز نیست.پلیس این شهر نیز اعلام کرد که بر اساس بررسی‌ها، این استاد سابق دانشگاه لهستان دو هفته پیش مرده است.

این استاد برجسته دانشگاه‌های لهستان، پس از آنکه به انتقاد از هولوکاست پرداخت و از تدریس در دانشگاه محروم شد، برای یافتن شغل، با چالشی جدی مواجه شده بود و حتی حاضر بود به عنوان کارگر به هلند یا بلژیک برود

هنوز علت مرگ این منتقد هولوکاست 48 ساله نامعلوم باقی‌مانده اما پلیس لهستان اعلام کرده هیچگونه آثار ضرب‌وجرح بر بدن راتاجزاک دیده نشده است.

این استاد برجسته دانشگاه‌های لهستان، پس از آنکه به انتقاد از هولوکاست پرداخت و از تدریس در دانشگاه محروم شد، برای یافتن شغل، با چالشی جدی مواجه شده بود و حتی حاضر بود به عنوان کارگر به هلند یا بلژیک برود.

داریوس راتاجزاک که برای تامین غذای مورد نیاز خود مجبور بود به کارهای موقتی بپردازد، با خرید خودرویی قصد عزیمت به هلند یا بلژیک را داشت اما پس از مرگ، جسد وی بین صندلی‌های عقب و جلوی خودروی وی کشف شد.

این پروفسور لهستانی، در حالی از تدریس در دانشگاه‌های این کشور محروم شد که 11 سال در دانشگاه‌های لهستان تدریس می‌کرد.

وی در کتاب "موضوع خطرناک "، به بررسی هولوکاست پرداخته و تاکید کرده بود که به طور

علمی امکان کشته شدن میلیون‌ها انسان در اتاق‌های گاز اردوگاه آشویتز غیرممکن است.

در سال 1999 دادگاه لهستان راتاجزاک را به دلیل انتقاد آشکار از هولوکاست مجرم شناخت اما چون وی به طور شخصی به چاپ کتاب خود پرداخته بود و تنها 260 جلد از آن نیز چاپ شده بود، دادگاه این کشور از مجازات شدید وی چشم‌پوشی، اما وی را از تدریس در دانشگاه‌ها محروم کرد.

پروفسور راتاجزاک در جلسه دفاعیه خود در دادگاه گفته بود که کتاب وی صرفاً کتابی پژوهشی بوده و یکی از چندین کتابی است که منتقدان هولوکاست نوشته‌اند.

انتقاد از هولوکاست در کشورهایی نظیر لهستان، آلمان، مجارستان، فرانسه، سوئیس و اتریش جرم محسوب می‌شود.


تهیه و تنظیم: گروه کتاب تبیان - امیر مقیمی

 
لینک ثابت

شنبه دهم بهمن 1388 | مریم

 

جزيياتي از نقش وهابیون سعودی در حمايت از فتنه‌گران و قطعنامه‌هاي تحريم

وهابيون سعودي نقش فعالي در حمايت از جريان فتنه پس از انتخابات ايران و به موازات آن حمايت عملياتي براي متقاعد كردن ساير كشورها در اعمال تحريم‌ها عليه ايران انجام داده‌اند.

به گزارش رجانيوز، سعود الفيصل وزير خارجه عربستان سعودي در جلسه فوریه 2010 خود با هيلاري كلينتون وزير خارجه امريكا در شهر ریاض به تفصيل ادعاهايي در مورد آنچه كه آن را تهدید هسته‌ای ایران مي‌خواند، مطالبي عنوان كرده و گفته بود که این برنامه نیازمند راه حل‌های فوری! است، به طوري كه تحریم‌ها در اين زمينه جواب نمی‌دهد.

مارس 2010 امارات متحده عربی به‌همراه عربستان سعودی به امریکا کمک کردند تا ايالات متحده بتواند در مذاکرات خود با چیني‌ها به آن‌ها اطمینان دهد که هیچ‌گونه مشکلی از بابت صدور نفت و کاهش صادرات نفت ایران به‌دلیل تحریم‌های جهانی علیه صنایع نفت و گاز ایران در صورت موافقت این کشور با تحریم نخواهد داشت و این دو کشور با افزایش تولید نفت، جبران عقب ماندگی ایران را خواهند كرد.

در نوامبر 2009 نيز نیروهای زمینی پادشاهی سعودی وارد خاک یمن شدند و با حمایتی که از سوی نیروی هوایی امریکا برای خود ایجاد کردند و نتیجه آن جنگ با شیعیان یمنی 133 کشته و 500 سرباز اسیرشده و زخمی برای سعودی به‌جای گذاشت.

براساس گزارش شبکه خبری "نهارین نت" عراق، مقامات امنیتی سعودی در ماه گذشته سرمایه گذاری رسانه‌ای در سراسر خلیج فارس به‌عمل آورده اند تا علیه رئيس‌جمهوري ايران یک کمپین راه اندازی شود و جریان فتنه در ایران را در سالروز مراسم انتخابات ریاست جمهوری تقویت کنند. بر اساس گزارش این شبکه خبری، هدف سعودی‌ها از این اقدام، نمايش یک بحران واقعی در ایران و تقويت و روحيه دادن به جرياني است كه ضعيف‌تر از قبل شده است.

منابع اطلاعاتی غربی که این گزارشات از سوی آنها به بیرون درز کرده است، می گویند که "بخش ایران" در شعباتی از سازمان MI6 انگلستان و سازمان سيا امریکا همکاری جدي دارند و نحوه تقويت جریان مخالف موسوم به جنبش سبز را برآورد اطلاعاتی كرده‌اند.

شبکه رسانه ای که سعودی‌ها در سالگرد انتخابات ایران براي تقويت اين جريان تجهیز کرده بودند، شامل شبکه تلویزیونی العربیه و رقیب آن، یعنی الجزیره بوده است.

عطاالله مهاجرانی، علیرضا نوری زاده و یک مامور اطلاعاتی غربی، طراحي برنامه‌هاي شبکه العربیه براي اين كارويژه را در دست داشتند.

با اين حال، مرموزترين اقدام وهابيون سعودي که چند و چون آن هنوز در پرده ای از ابهام مانده است، نحوه قتل خواهر زاده موسوی در حین پیاده روی در خیابان‌های تهران و شناسایی اطلاعاتی این شخص توسط عوامل وهابي است که می تواند فرضیه های حمایت اطلاعاتی و عملیاتی آن‌ها از فتنه‌گران در ایران را کامل كند.
 

 

لینک ثابت

دوشنبه بیست و یکم دی 1388 | مریم

               السلام عليك يا صاحب الزمان (عج)

 

 امروز شنبه است.....جمعه دیگری هم......


 

 ای قلم سوزلرینده اثر یوخ ،آشنادر منه بیر خبر یوخ

ای قلم در حرفهایت اثری نیست ،برای من از آشنا یک خبر نیست


گلدی بو جمعه ده گِچده آلله ،فاطمه یوسفینن خبر یوخ

ای خدا این جمعه هم آمدو رفت ،از یوسف فاطمه هم خبری نیست


یاندی پروانه لر شمع سوندی ،آیریلیخدان اوره قانه دوندی

پروانه ها سوختند در پایان عمر شمع ،از جدایی دلها همه خون شد


شانیده رتبه ده بی بدلسن ،هر گوزلده اقا سن گوزلسن

در شان و رتبه بی همتایی ،و از هر زیبا،زیباتری ای اقا

 
کیم دییر آیریلخ درده سالماز ،عاشقین دردینه الدن آلماز

چه کسی میگوید جدایی انسان را دردمند نمیکند ،

صبر عاشق را لبریز نمیکند


ای گوزوم یوللارا باخ داریخما ،گون همیشه بولوت آتدا گالماز

ای چشمهایم دلتنگ نشوید و به راه همچنان نگاه کنید ،

چرا که همیشه آفتاب پشت ابر نمیماند .

 

غنچه گوللر نه اندازه سولسون ،قلبیلر گویما قانیله دولسون

 غنچه ها تا چه اندازه پر پر شوند ،

مگذار قلبهای منتظران خون شود


گلدی بو جمعه دن گلمدی سن ،گون ساییم جمعه ی دیگر اولسون

این جمعه هم آمد اما تو نیامدی ،

روزها را می شمارم تا جمعه ی دیگر شود .


ای صفایی هَله دوز فراقه ،یول سالاغ بیزده بیرده عراقه

ای صفایی بر فراقش صبر کن ،

تا بار دیگر مسیرمان به سوی عراق افتد


قلبیلر غصه دن داغلی قالدی ،یا امام زمان گََل اماندی

که قلبها از غصه ات داغدار شده است ،

یا امام زمان بیا و رحم کن

التماس دعا
لینک ثابت

سه شنبه پانزدهم دی 1388 | مریم
                                    
                                                     
 
   
اوج حماقت، در جعل سبز! اسناد نظامی

ذلت، حقارت و درماندگی جریان نفاق سبز به جایی ر     سیده که برای فضاسازی، شانتاژ و تحریک افکار عمومی،

دست به جعل اسناد نظامی می‌زنند!

آن‌هم چه جعلی؛ بسیار احمقانه، ناشیانه و مضحک.

و اما اصل ماجرا؛

در طول چند روز گذشته از طرف طرفداران جنبش! سبز، ایمیلی‌هایی برای اشخاص، سایت‌ها و گروه‌های اینترنتی ارسال

می‌شود با این عنوان [یا عناوین مشابه]:

"افشای یک سند محرمانه: درخواست نیروی انتظامی از سپاه، برای جاگزینی نیروهای ضد شورش به

دلیل شرایط نامتعادل روحی".

ضمیمه ایمیل هم تصویری است از آن سند محرمانه!
[این تصویر سند محرمانه‌ای!!! است که سبزک‌ها در اینترنت منتشر کرده‌اند.

هر شخصی که خدمت سربازی رفته باشد [در هر یک از نیروهای نظامی و انتظامی] یا یکی از سربرگ‌های نیروی انتظامی را دیده باشد، با یک نگاه ساده به این به اصطلاح سند محرمانه!!! متوجه جعلی بودن و البته جعل ناشیانه آن می‌شود.جعل نامه نیروی انتظامی - برای دیدن تصویر بزرگتر کلیک کنید

این نامه به قدری مضحکانه طراحی شده که نشان می دهد طراح یا طراحان آن، هیچ‌گونه اطلاعاتی در رابطه با نوع نامه‌نگاری اداری [نظامی]، کلمات مورد استفاده در نامه نگاری‌های اداری معمولی! و حتی شکل سربرگ‌ها ندارند!!!

برای نمونه تنها به برخی از سوتی‌های به شدت مضحکانه این جماعت منطقی، قانون‌مدار و حرفه‌ای! در مورد نامه مورد نظر، اشاره می کنم [بر اساس تصویر نامه].

1- در هیچ سربرگ اداری در ج.ا.ایران، 2 بار از آرم الله استفاده نمی‌شود و البته جای آرم نیروی انتظامی در سربرگ‌های رسمی‌اش سمت راست نیست!

2- رنگ زمینه آرم نیروی انتظامی، با رنگ کاغذی که روی آن چاپ می‌شود یکی است! زیرا در طراحی آرم، این بخش بدون رنگ در نظر گرفته شده است. [آرم از جای دیگری به این برگه منتقل شده است].

3- از [نویسنده] و به [مخاطب] نامه بسیار ناشیانه انتخاب شده‌اند. این دو رده نظامی، بر اساس قوانین نظامی امکان ارسال نامه مستقیم به یکدیگر را ندارند!

4- مهر "شخصاً مفتوح فرمایید" روی متن نامه خورده است!!! یعنی وقتی نامه از پاکت خارج شده و آن را باز می‌کنید! تازه متوجه می‌شوید که شخصاً باید مفتوح می‌کردید!!!

5- جاعل یا جاعلین ناشی این نامه نمی‌دانسته‌اند که در ساختار انتظامی و نظامی و در کل، نیروهای مسلح ج.ا.ایران هیچ بخشی با پیشوند یا پسوند "گارد!" وجود ندارد و به احتمال زیاد این کلمه را از عنوان "گارد جاویدان" حکومت پهلوی کپی‌برداری کرده و یا این‌که از شنیده‌های کوچه بازاری و سبزکی! خود استفاده نموده است!

6- جاعل یا جاعلین سبز این سند محرمانه! نمی‌دانسته‌اند که عبارات و الفاظ عامیانه و شخصی در نامه‌های رسمی وجود نداشته و تخلف محسوب می‌‌شود، مگر در مواردی که قرار باشد عین یک عبارت یا کلمه‌ای را به نقل از شخصی بیاورند.

7- هیچ‌یک از مقامات نیروی انتظامی برای امضاء نامه‌های رسمی و ستادی از عنوان "بسیجی" استفاده نمی‌کنند و تنها مجاز به استفاده از عنوان و درجه ابلاغی هستند.

8- مهر در نامه‌های اداری باید زیر یا بر روی امضاء و در سمت چپ نامه بخورد نه در یک گوشه نامه، آن‌هم سمت راست!!!

9- مهر محرمانه بر روی پاکت نامه می‌خورد! و اگر قرار باشد روی نامه درج شود، در بالای نامه و قبل‌از متن نامه قرار می‌گیرد.

10- قسمت‌هایی از نامه که  سیاه شده است را با دقت نگاه کنید. اگر متن را بخوانید متوجه می‌شوید که در اکثر این قسمت‌ها از نظر دستور زبان و عبارت‌های نامه، هیچ کلمه‌ای نباید باشد و جاعل ناشی جاهای خالی بخش‌هایی از نامه را سیاه کرده که نه عبارت مهمی در آن بوده و یا این‌که کلمه‌ای در آن بخش وجود نداشته.

11- به کادرهای جدا کننده بخش‌های نامه توجه کنید. هیچ‌یک از سربرگ‌های نظامی، دارای کادرهای ساده و بدون طراحی یا رنگ بندی متمایز کننده نیستند! جاعل بی‌سواد، به وسیله یک نرم‌افزار گرافیکی ساده اقدام به کادرکشی و قرار دادن بخش‌های مختلف این جعل حرفه‌ای!!! نموده است.

اوج حماقت در این جعل ناشیانه از آن‌جایی مشخص می‌شود که جاعل ساده‌ی ما! نمی‌دانسته که وقتی طرحی را با یک نرم‌افزار گرافیکی ایجاد کرده و از آن یک خروجی نهایی می‌گیرد، نرم‌افزار به صورت پیش‌فرض، نام سیستم سخت‌افزاری و شماره سریال سیستم عامل اجرایی (در اینجا ویندوز) و همچنین شماره سریال یکتای آن ورژنی از نرم‌افزار (در اینجا Photoshop) را در قالب تصویر و در بخش اطلاعات تصویر ذخیره می‌کند! اطلاعاتی که بخشی از آن‌ها به راحتی و حتی برای کاربران آماتور و بخشی دیگر (جزئیات) توسط نرم‌افزارهای خاصی قابل دسترسی است.

و در پایان باید گفت: زنده باد Photoshop!

لینک ثابت

دوشنبه چهاردهم دی 1388 | مریم

    

                                            آیا آیت الله منتظری مظلوم بود؟

                             

                     

 

 

من یک نجف‌آبادیم و در زمان عزل مرحوم آقای منتظری فقید کلاس دوم دبیرستان بودم. از

نزدیک با مسائل مربوط به آن فقید و نجف آباد آشنایی دارم.

موضوع اختلافی منتظری با حضرت امام(ره) موضوعی ساده بر سر نحوه اداره مملکت نبود.

واقعیت این است که تحریف حقیقت و تحریف تاریخ تبحر جبهه باطل است. همان کسانی که

بیت آقای منتظری را در زمان حضرت امام تبدیل به پایگاه مخفی میلیشای قهدریجانی‌ها

کرده بودند همان‌ها پس از رحلت حضرت امام دست از کارهای خود برنداشتند چرا که آقای

منتظری خود این گونه می‌خواست. آقای منتظری با لجاجت خاص ما نجف‌آبادی‌ها در مقابل

امام و قانون کشور ایستاد و با برخورد قضایی با عاملان قتل و جنایت و تشکیل باند مسلحانه

مخالفت می‌کرد چرا که تحت نفوذ اعضای بیت و باند قهدریجانی‌ها بود. آنان به خوبی کنترل

منتظری را در دست گرفته بودند و مانع انجام رهنمودهای خیرخواهانه و ولایی حضرت امام

بودند چه در حیات حضرت امام و چه پس از حضرت امام.

مظلوم‌نمایی را پیش گرفتند و تا اکنون هم روی آن کار می‌کنند.

شاهد مدعای من آن است که حضرت امام در حکم قبول استعفای منتظری از او خواست که

بیت خود را تصفیه کند و به کار علم و تحقیق در حوزه بپردازد و از دخالت در سیاست که

تخصصی در آن ندارد بپرهیزد اما منتظری پس از حضرت امام بدون کوچک‌ترین تغییری در

ترکیب بیت و دفتر خود و بدون کوچک‌ترین نشانه‌ای از تبعیت از ولی فقیه به روش تخریب و

تضعیف نظام و ولایت فقیه در قالب «بیان رهنمودهای دل‌سوزانه» که طریقه‌ای به‌ظاهر

مسالمت‌آمیز و مظلومانه است، پرداخت..


چهارشنبه دوم دی 1388 | مریم

لینک ثابت

چهارشنبه دوم دی 1388 | مریم

 

            

مرتضی اوینی-مرکز آسمان

مبادا غافل شوی و بینگاری که  زمان بر تو وفا خواهد کرد

ونخواهی مرد؛نه،زمان بر هيچكس وفا نميكند،امّا با اين

همه،زمان بر عاشورا مانده است و تو چه امروز و چه

ديروز و چه هزار سال ديگر،يا بايد در قبله شيطان وارد

شوي و به لشكر يزيد بپيوندي،و اگر نه مرد باشي و

در خيل اصحاب حسين (ع) پنجه در پنجه ظلم در افكني

و تا پاي خون وجان بايستي.

كربلا ما را به خود فرا ميخواند و دلهاي مشتاق همچون

كبوتران جلد حرم در هواي كربلا پر ميكشد،گوش كن!

به نداي دلت گوش كن كه حسين حسين ميكند و اگر

تو كربلايي هستي و سينه ات فراخناي آسمان كربلاست

و تنت قفس تنگ نام و ننگ وخور و خواب را نمي پذيرد،

به قبله گاه جبهه رو كن،و اگر نه بمان و ننگ ماندن را

بپذير و بدان كه آب مانده را مرداب ميخوانند........

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حالا واسه ي اينكه مرداب نباشيم و ختم عمرمون به شهادت

باشه،صلــــــوات يادت نره........دعامون كنيد......

 

لینک ثابت

چهارشنبه دوم دی 1388 | مریم
لینک ثابت

یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 | مریم
قرار بوداز طرف مجلس خبرگان منتظری انتخاب شود ازتمام علما برای ایشان امضاي تاييدگرفته میشد.روزی برای گرفتن امضا چند از نزدیکان منتظری به خدمت آيت الله سید رضا بهاء الديني رسيدند


به گزارش رهوا از یک منبع آگاه : قرار بوداز طرف مجلس خبرگان منتظری انتخاب شود ازتمام علما برای ایشان امضاي تاييدگرفته میشد.روزی برای گرفتن امضا چند از نزدیکان منتظری به خدمت آيت الله سید رضا بهاء الديني رسيدند اماايشان امضا نكردند هرچه ازفرستادگان منتظري اصرار ازايشان انكار.تاآنجا كه خود منتظري شخصا به خدمت ايشان رسید وتمام كتابهايي كه درمورد ولايت فقيه نوشته بود را محضر  حضرت آقا قرار دادند

حضرت آقا تمام كتاب ها راجمع كردند وبه منتظري چند لحظه نگاه کردند و خنده کوتاهی کردند و فرمودند ولايت فقيه نوشتني نيست فهميدني است

این منبع نزدیک به بیت بهاءالدینی نقل میکند که از حضرت آقا پرسیدم چرا ايشان راتاييد نكرديد مگه شخص ديگري هم ميتواند .بعد از امام (ره) به مقام رهبری برسند

حضرت آقا فرمودند : البته هیچ كس حاج آقا روح الله نمی شود، ولی آقاسیدعلی خامنه ای حقیقت ولایت فقیه هستند و رهبر از همه به امام نزدیكتر است. كسی كه ما به او امیدواریم آقای خامنه ای است. شما از ما قبول نمی كنید و تعجب می كنید، ولی این دید ماست، نزد ما محرز است آقاسید علی خامنه ای رهبر آینده هستند و ايشان باز هم فرمودند :نظر ما سيد علي سید علی سید علی خامنه اي است

این منبع آگاه در گوشه ای دیگر از گفتگو با رهوا بیان کرد که :زمان می گذشت و به مرور زمان سخنان گهربار و گلواژه های بینش آفرین این پیر روشن ضمیر، بیشتر و بهتر عملی می شد. تا این كه رحلت حضرت امام خمینی قدس سره و انتخاب حضرت آیةالله خامنه ای (حفظه الله) پیش آمد.

محضر آقا جان رسیدیم و به عنوان خبر روز خدمتشان عرض كردیم. فرمودند:«ما مدتها پیش به این مطلب رسیده بودیم و نظر خود را بیان کردیم که هیچ کس بعد از حاج آقا روح الله  نمیتواند رهبر شود جز سید علی آقا و باید به ایشان كمك كرد تا تنها نباشد.

برپایه همین گزارش:قبل از ریاست جمهوری آقای خامنه ای روزی در بیت محترم حضرت آقا بهاءالدینی بودیم که آقای خامنه اي كه درآن زمان نماينده مجلس بودند به بیت ایشان (منزل)تشريف آورده اند و وقتي که آقای خامنه ای رفتند  آقا زیر لب فرمودند :خورشيدلحظه اي تابيد ورفت!

لینک ثابت

تمامی حقوق مادی و معنوی " فدایی ولایت " برای " مریم " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم