تبليغاتX
فدایی ولایت



+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388;ساعت 19:36;  توسط مریم;  | 

        آنان كه نيامدند؛ از تنفيذ اسامه تا تنفيذ و تحليف احمدي‌نژاد

1- پيامبر اكرم(ص) مسلمانان را براى جنگ با جهان غرب (روميان) بسيج و افسران ارشد و بزرگان مهاجر و انصار و شيوخ عرب را براي پيوستن به سپاه اسلام احضار كردند. پيغمبر اكرم(ص) براى مشاهده سپاه، به خارج مدينه رفتند و با آنكه بزرگان مهاجر و انصار حضور داشتند، اسامه‏بن زيد را به فرماندهى برگزيدند. پيغمبر اکرم (ص)پرچم را به دست اسامه داده و فرمودند:"اغز باسم الله وفي سبيل الله وقاتل من كفر بالله

شيوخ مهاجرين و انصار وقتي که فرماندهي لشكر را بر عهده اسامه بن زيد ديدند و دريافتند كه بايد تحت زعامت وي به جنگ با روميان بروند به نبي مكرم اسلام (ص)اعتراض كردند كه چگونه يک جوان را بر شيوخ مهاجرين و انصار برتري داده ايد؟

وقتي پيغمبر اسلام شنيدند که شيوخ عرب به اسامه طعنه مي‌زنند و اشکال ‌تراشي مي‌کنند، به شدت غضبناک شدند و فرمودند: "مردم، اين چه سخنى است كه بعضى شما در باره فرماندهى اسامه مى‏گوييد؟ اگر شما امروز به فرماندهى اسامه معترض هستيد، پيشتر درباره فرماندهى پدرش نيز اعتراض كرديد. به خداوند سوگند، ديروز زيدبن حارثه براى فرماندهى لشكر شايسته بود و امروز فرزندش اسامه شايستگى دارد. بايد همه شما از او اطاعت كنيد."

سپس پيامبر اعظم با تنفيذ حكم فرماندهي اسامه فرمودند: "انفذوا جيش اسامة"

با همه اين توصيه ها، بزرگان صحابه و شيوخ عرب در پيوستن به جريان تنفيذ سپاه اسامه تعلل كردند و اين تعلل آنان، زمينه گريز جهان غرب(روميان) را از رويارويي با سپاه اسلام را فراهم كرد.

2- جلسه تنفيذ حكم رياست جمهوري محمود احمدي‌نژاد و انتصاب وي به عنوان رييس قوه مجريه از سوي ولي فقيه، برخلاف روال معهود 30 سال اخير با غيبت چند تن از شيوخ كشور روبرو شد. چرايي اين غيبت و عدم همراهي را بايد در نارضايتي آنان از رأي مردم و تنفيذ رهبري جست‌وجو كرد. اما مگر احمدي‌نژاد جوان چه كرده بود كه امروز اينچنين از سوي برخي شيوخ كشور مورد غضب قرار گرفته است؟

احمدي‌نژاد توانسته به شکل قابل قبولي طي 4 سال گذشته، بساط شبکه‌هاي اشرافيت بورکراتيک را به هم بزند و ريشه نارضايتي برخي شيوخ مصلحت سنج كشور از وي نيز در همين جاست. شيوخي كه نارضايتي خود را از رأي مردم پنهان نداشته اند، در سالهاي پس از انقلاب، شبکه‌ اشرافيت بروکراتيک را در بدنه نظام بازتوليد كردند و 4 سال است كه با راي مردم به احمدي‌نژاد رشته هاي خود را پنبه شده يافته اند.

غيبت شيوخ مصلحت سنج كشور به‌عنوان اولياء شبكه اشرافيت بروكراتيك در جشن تنفيذ رأي ملت، جهت تحولات آتي را آشكار ساخت. اين جريان تخريبي در عين بهره مندي از اهرم‌هاي رسانه‌اي، اقتصادي و سياسي، حامي خارجي نيز دارد و مي‌تواند جريان تخريب رأي مردم را در عالي‌ترين سطوح سازماندهي کند. حاميان خارجي شبکه اشرافيت بروکراتيک، از يک سو با استفاده از اهرم تحريم اقتصادي و از سوي ديگر با استفاده از امپراطوري رسانه اي، به تحت فشار نهادن بي‌سابقه دولت منتخب مردم اقدام خواهند كرد. هدف از اعمال تمام اين فشارهايي که از بيرون و درون به مردم وارد خواهد شد، اين است که مردم را از رأيي که به احمدي‌نژاد داده‌اند، پشيمان کنند. آنها مي‌خواهند دولت احمدي‌نژاد را يک دولت پرهزينه براي جمهوري اسلامي جلوه بدهند و تصوير خوبي که اين دولت براساس کار و خدمت دارد نزد مردم مخدوش کنند.

در اين روند، بروکرات‌هاي ارشدي که از 1360 تا 1384 گلوگاه‌هاي دولت ايران را در اختيار داشتند و خروجي کارشان رشد اقتصادي متوسط ساليانه 1،5 درصد بوده است، به عنوان مجريان پروژه اشرافيت بروکراتيک تحت زعامت شيوخ غايب، حمله به دولت دهم را آغازيده اند و همه تلاش خود را براي بر زمين زدن احمدي‌نژاد به کار بسته اند.

ماه هاي آتي، ايام نبرد نهايي اشرافيت بروكراتيك با ملت است. مردمي كه پا در ركاب راهوار خويش نهاده اند و عدالت و استقلال را مطالبه مي كنند، در يك سوي اين آوردگاه و شبكه اشرافيت بروكراتيك و حاميان خارجي‌اش در سويي ديگر اردو زده اند، نتيجه اين نبرد آخر، تاريخ آينده ايران و منطقه و جهان را رقم خواهد زد. و البته بنا به وعده مولايمان "آينده از آن حزب الله است"

شما در كدام سوي اين آوردگاه ايستاده ايد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388;ساعت 13:20;  توسط مریم;  | 


    
 
 
                                    اهميت صلوات بر پيامبر (ص)


آنچه از نظر خوانندگان عزیز می گذرد مروری بر اهمیت و فضیلت صلوات و آثار و برکات آن است که به اجمال بیان شده است. با هم آن را از نظر می گذرانیم.

معنا و مفهوم صلوات

واژه صلاه ، صلوه و جمع آن صلوات به معنی نماز خواندن و درود و تحیت است. صلی الله علیه یعنی خداوند بر او درود فرستاد، در معجم الوسیط هم صلاه به معنای دعا است.

صاحب المیزان در مورد کلمه صلوه می گوید:«کلمه صلوه در اصل به معنای انعطاف بوده، و صلاه خدا بر پیغمبر به معنای انعطاف او به وی است، به وسیله رحمتش، البته، انعطافی مطلق، چون در آیه شریفه صلات را مقید به قیدی نکرده، و همچنین صلاه ملائکه او بر آن جناب، انعطاف ایشان است بر وی، به اینکه او را تزکیه نموده و برایش استغفار کنند، و صلات مومنین بر او انعطاف ایشان است به وسیله درخواست رحمت برای او.»(المیزان/ 61/705)



راغب اصفهانی نیز در معنی صلوه معتقد است:«صلوات رسول الله و نماز مسلمانان، تزکیه ایشان است. همچنین دعا و استغفار فرشتگان مثل مردم است و صلاه که عبادت مخصوص است اصلش دعا است. و این عبادت خاص به این کلمه نامیده شده است.» (مفردات/ 392)



در تفسیر جوان نیز آمده است که «چنانچه صلوات به خدا نسبت داده شود به معنی فرستادن رحمت است و هرگاه به فرشتگان و مومنان منسوب گردد به معنی طلب رحمت می باشد.»(تفسیر جوان/71/ 623)

صلوات در آینه قرآن و کلام معصوم (ع)



در سوره احزاب آیه 65 خداوند با تاکید می فرماید: «خدا و فرشتگان او بر پیامبر اسلام درود می فرستند، شما هم ای کسانی که ایمان آورده اید بر او صلوات بفرستید، و آن طور که باید، تسلیم شوید.»

خداوند در این آیه تاکید می کند که ابتدا من و ملائکه بر پیامبر (ص) صلوات می فرستیم و به پیروی از ما شما انسانها بر ایشان و آلش سلام و درود بفرستید.



در حکمت 163 نهج البلاغه آمده است «اذا کانت لک الی الله سبحانه حاجه فابدا بمساله الصلاه علی رسوله ثم سل حاجتک فان الله اکرم من ان یسال حاجتین فیقضی احدا هما و یمنع الاخری».

«هرگاه از خدای سبحان درخواستی داری، بر پیامبر اسلام(ص) درود بفرست سپس حاجت خود را بخوان، زیرا خداوند بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، یکی را برآورده و دیگری را بازدارد.»



تمام دعاهای صحیفه سجادیه نیز با صلوات آغاز می شود و یا پایان می یابد. در برخی از دعاها نیز در اواسط دعا، صلوات فرستاده شده است زیرا ائمه معتقدند صلوات، ذکر برآورده شدن حاجت است و در هر دعایی که صلوات فرستاده شود اجابت آن از سوی خدا حتمی است.

ایشان در دعای 44 به کرات صلوات را تکرار کرده و دعا برای حفظ توحید، رسیدن به منزلت بالا در نماز، شناخت حرمت خدا را از خداوند مسالت می کند.



در قسمتی از این دعا می فرمایند:«اللهم صل علی محمد و اله، فی کل اوان وقت و کل و علی کل حال عدد ماصلیت علیه، و افعان ذلک کله بالاضعاف التی لا یحصیها غیرک، انک فعال لما ترید «بار خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست، به شمار درودهایی که بر هر کس نثار فرموده ای و چندین برابر آن به چندین برابر که هیچ کس جز تو شمار آن نداند، که تو هر چه خواهی کنی.»



امام صادق (ع) نیز در باب اهمیت صلوات می فرمایند:«کسی که شهادت بدهد خدایی جز خدایی یگانه نیست و اگر شهادت دهد که حضرت محمد (ص) رسول خداست، ده هزار حسنه برای او نوشته می شود.» (ثواب الاعمال/ 32)



کیفیت صلوات بر پیامبر اکرم (ص)

در مورد کیفیت صلوات، روایات فراوانی است که درود و سلام بر پیامبر (ص) را همراه با آلش مقبول می دانند.

این نوع کیفیت صلوات از منابع شیعه و سنی قابل اثبات است، چنانکه در صحیح مسلم، سن ابن داود ترمذی، نسانی، موطا مالک، مسند احمد و سنن دارمی، از ابومسعود انصاری روایت کنند که گفت:

«رسول خدا(ص) آمد و با ما در مجلس سعد بن عباده نشست «بشیربن سعده ابونعمان بن بشیر به او گفت: ای رسول خدا(ص) خداوند ما را فرمان داده تا بر شما صلوات فرستیم، چگونه بر شما صلوات فرستیم؟ راوی گوید: رسول خدا(ص) (به گونه ای) ساکت شد که ما آرزو کردیم ای کاش او چنین سوالی نکرده بود سپس فرمود بگویید خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهیم صلوات فرستادی، و بر محمد آل محمد فزونی بخش، همان گونه که بر ابراهیم در جهانیان فزونی دادی.



در کنزالعمال نیز از عایشه روایتی است که همین مضامین روایت قبل را دارد.

از حضرت علی (ع) نیز روایت است که ایشان فرمودند «اصحاب گفتند ای رسول خدا چگونه بر شما صلوات فرستیم که فرمود «بگویید: خداوندا بر محمد و آل محمد صلوات فرست، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم صلوات فرستادی، راستی که تو ستوده و والایی، و بر محمد و آل محمد فزونی بخش، همان گونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم فزونی دادی، براستی که تو پسندیده و عظمایی» (کنزالعمال)



برکات و ثواب صلوات

در باب ثواب صلوات روایات فراوانی است که تاکید می کند ده هزار بار حسنه دارد، رحمت و برکت و لطف و کرامت خدا را به همراه دارد، معادل با پاداش و ثواب تسبیح و تکبیر خداست، ارتقاء درجه به همراه دارد، معادل سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر است.

صلوات برکات فراوانی را برای شخص بدنبال دارد که برکات صلوات را می توان به برکتهای دنیوی و اخروی تقسیم کرد.



در دنیا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدیاد مال، رفع فقر، بخشش گناهان، ادای قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشی، رفع نفاق، نجات از سختی، تندرستی، خواب مقصود دیدن و درک امام قائم می شود.

برای اثبات برخی از موارد ذکر شده به کلام ائمه استناد می کنیم.



حضرت رسول اکرم (ص) می فرمایند «صلوات فرستادن، فقر ر ابرطرف می کند»



امام صادق (ع) می فرمایند: هر کس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید:«اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم » (خدایا بر محمد و آلش درود بفرست و به فرجشان سرعت بخش) نخواهد مرد تا آن که امام قائم از خاندان پیغمبر (ع) را درک و به ملاقاتش نایل آید.»



از دیگر برکات حائز اهمیت صلوات از بین رفتن گناهان است، چنانکه امام رضا به نقل از رسول خدا می فرمایند:«الصلاه علی و علی اهل بیتی تذهب بالنفاق» «صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می برد».



و اما برکات اخروی صلوات را می توان به پنج مرحله تقسیم کرد. 1- عالم برزخ 2- قیامت 3- پل صراط 4-

جهنم 5- بهشت.



1- عالم برزخ

مداومت بر صلوات، عذاب قبر را در عالم برزخ دور می کند، ظلمت گناه را از بین می برد، عذاب را از همه اهل قبرستان دور می کند، ثواب صلوات سنگین تر از گناهان است، صلوات، فریادرس ایشان در قبر است، چهره انسان را در برزخ نورانی و جان کندن را راحت می کند.

ابوعلقه می گوید: پیامبر(ص) بعد از نماز صبح رو به طرف ما کرد و فرمود: «اصحاب من! دیشب عمویم حمزه و برادرم جعفر(طیار) را در خواب دیدم به آن دو نزدیک شدم و گفتم: پدر و مادرم فدایتان، کدام عمل را برتر یافتید؟ پاسخ دادند: پدر و مادر به فدایت، ما صلوات بر تو، تشنه را سیراب کردن و محبت علی بن ابیطالب را برترین اعمال یافتیم.»

همچنین از ایشان نقل است که فرمودند: «الصلاه علی نور فی القبر» «صلوات بر من، نوری در قبر است.»

و نیز فرمود :

«هر کس بر من صلوات زیاد بفرستد از تلخی مرگ و جان کندن ایمن گردد»



2- قیامت

از ائمه(ع) آمده که هر کس در دنیا مداومت بر صلوات داشته باشد خصوصاً در روز جمعه، صلوات، شفیع ایشان می شود در قیامت، همچنین صلوات بسیار، صلوات فرستنده را در روز قیامت نزدیک ترین فرد به پیامبر قرار می دهد، خداوند از هر جهت بر فرد نور می تاباند، هفتاد حاجتش را در قیامت برآورده می کند و او را در زیر عرش الهی قرار می دهد. همچنین این صلوات ها موجب سنگینی اعمال در قیامت و افضل اعمال محسوب می شود و ذخیره ای خوب برای ایشان در قیامت به حساب می آید.

از پیغمبر نقل است که فرمودند: «سه کس در روز رستاخیز آن روزی که سایه ای جز سایه خداوند نخواهد بود در زیر عرش الهی خواهند بود: «عرض شد: یا رسول الله آنها چه کسانی هستند؟»

فرمود: «آن کس که اندوه غمزده ای از امت من را برطرف سازد و کسی که سنت مرا زنده نماید و آن کس که فراوان بر من صلوات فرستد.»



3- پل صراط

صلوات، راهنمای انسان در هنگام عبور از پل صراط است و نوری است که راه را بر او روشن می کند، چنانکه رسول گرامی اسلام(ص) می فرمایند: «اکثروا الصلاه علی فان الصلوه علی نور فی القبر و نور علی الصراط و نور فی الجنه»

«بر من بسیار درود بفرستید چرا که درود فرستادن بر من، برای صلوات فرستنده، نوری است در قبر و نوری است بالای صراط و نوری است در بهشت.»



4- جهنم

صلوات انسان را از گرمای جهنم مصون می دارد و مانعی است در ورود به آتش جهنم.

رسول خدا(ص) فرمودند: «لن یلج النار من صلی علی و من نسی الصلوه علی فقد أخطأ طریق الجنه» «آن کس که بر من درود بفرستد، داخل آتش نخواهد گردید و هر کس درود فرستادن بر من را فراموش کند، از راه بهشت به خطا خواهد رفت.»



5- بهشت

صلوات فرستندگان در بهشت، حورالعین نصیبشان می شود، دوست پیامبر در بهشت شده و هفتاد هزار قصر بهشتی دریافت می کنند، شراب سلسبیل می نوشند، در زمره خواص پیامبر وارد بهشت می شوند.

شخصی از پیامبر پرسید: صلوات فرستادن امت، ارسال تحفه ای است به نزد شما، آیا از جانب شما تحفه ای برای ایشان خواهد بود؟



آن حضرت فرمود:

«امروز، صلوات امت بر من، تحفه ای است از ایشان برای من، و فردا، تحفه من برای ایشان، در بهشت خواهد بود.»



آداب صلوات

حال که به اهمیت صلوات و آثار و برکات آن پی بردیم بهتر است بدانیم چه موقع و کجا صلوات فرستادن ثواب بیشتری دارد البته، هدف، ذکر صلوات و مداومت بر آن است اما از آنجا که مؤمن باهوش است به دنبال چیزهایی است که این حساب را چندین برابر می کند لذا به دنبال زمان مناسب و مکان مناسب برای فرستادن صلوات می گردد.



زمان صلوات

بهترین زمان صلوات پنج شنبه شب تا غروب جمعه است.

از امام جعفر صادق نقل است که: «در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه، جمعی از ملائکه، از آسمان فرود می آیند، که با ایشان، قلم ها از طلا و لوحها از نقره هست، و در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه و روز جمعه تا وقت غروب، چیزی به جز صلوات بر پیغمبر و آل آن حضرت علیهم السلام را نمی نویسند» هر وقت که انسان یاد خداست بهتر است که صلوات فرستد، روز مبعث، هنگام شنیدن صدای اذان، ماه شعبان بعد از نماز صبح و هنگام طلب حاجت، از بهترین اوقات صلوات فرستادن است. امام صادق(ع) فرمودند: پس از نماز صبح، پیش از آن که حرفی بزنی صدبار بگویید: «یا رب صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد و اعتق رقبتی من النار»



مکان صلوات

در هنگام عبور از مسجد، ورود به مسجد، عطسه کردن، وزش باد، ذبح گوسفند، و در مکان خوانده شدن خطبه ازدواج، فرستادن صلوات مستحب است. رسول خدا می فرمایند: هر که باشید بر من درود فرستید زیرا درود شما به من می رسد اما در روایات بر برخی مکانها تأکید شده از جمله: حضرت علی(ع) می فرمایند: «هرگاه از مسجدی عبور کردید، بر پیغمبر(ص) صلوات بفرستید»



آنچه که از بررسی آیات و روایات می توان استنباط نمود این است که فرستادن صلوات اولاً باید به شکل درود و سلام بر پیامبر و آلش باشد تا قبول شود، از طرفی فرستادن صلوات در همه زمان ها و همه مکان ها ضروری است و ذکر برآورده شدن حاجت به حساب می آید و دارای ثواب و برکات فراوانی است که در دنیا و آخرت برفرستنده صلوات سرازیر می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388;ساعت 12:51;  توسط مریم;  | 

                                     بدون شرح

 
 


 
 
 دستپاچگي عامل اصلي آشوب‌ها از اعترافات بي‌سابقه عوامل كودتا

ميرحسين موسوي كه طي 2 ماه اخير به‌عنوان عامل اصلي اغتشاشات و تحريك مردم ايفاي نقش كرده است، با دستپاچگي در قبال اعترافات بي‌سابقه‌ي چند تن از عوامل كودتاي ناكام مخملي تلاش كرد از تنفر عمومي نسبت به اين پروژه بكاهد.

به گزارش رجانيوز، موسوي در گفت‌وگويي با سايت خود بدون اشاره به اينكه اصلي‌ترين افراد جريان موسوم به اصلاح‌طلبان، بر هماهنگي جريان كودتا با خارج تأكيد كرده و ادعاي تقلب را اسم رمز شورش خوانده‌اند، همانند ادعاهاي غيرمستند خود در خصوص انتخابات، اين اعترافات را دروغ‌پراکنی‌های رسانه غیرملی و برخی افراد و تریبون‌ها خواند و تأكيد کرد: به‌رغم ادعای مخالفان، این جنبش حق‌طلبانه و معنوی کوچکترین ارتباطی با خارج ندارد و کاملاً داخلی است و ملت ما به خوبی نسبت به اهمیت این فاصله‌گذاری با بیگانگان آگاه است و بر اساس تجربیات دویست‌ساله خود نسبت به نیات اجانب با سوءظن برخورد می‌کند.

اين اظهارات در حالي از سوي عامل اصلي تحريك به آشوب‌ها و اغتشاشات بيان شده است كه مشخص نيست به چه دليلي تاكنون هيچ برخوردي با وي صورت نگرفته است.

با اين حال، علاوه بر موسوي، چهره‌های اصلاح‌طلب و رسانه‌های آنها كه از مدت‌ها قبل در اقدامی مشترک با رسانه‌های ضد نظام کوشیده بودند با طرح ادعاهایی از جمله "تحت فشار بودن"، از اهمیت اعترافات بازداشت‌شدگان بکاهند و آن‌ها را فاقد وجاهت قانونی و حتی شرعی جلوه دهند، اما اعترافات امروز محمد علی ابطحی به قدری تکان دهنده بود كه بلافاصله سایت‌های مخالف نظام را دچار دستپاچگی کرد.

بر اساس این گزارش، دستپاچگی در محیط‌های مجازی از جمله سایت "فیس‌بوک" و سایت "بالاترین" که واکنش های سریعی از خود بروز می دهند، بیش از دیگر رسانه‌ها به چشم می‌خورد.

گردانندگان این رسانه‌ها پیش از آنکه اشاره‌ای به موضوع و محتوای اعترافات آشکار محمد علی ابطحی کنند، سعی کرده اند با مانور بر روی تصاویر منتشر شده از وی در دادگاه امروز و بیان اینکه "ابطحی لاغر شده"، از تاکیتک مظلوم‌نمایی استفاده کرده و بهت عمومی از این اعترافات را با حاکم کردن فضای احساسی به حاشیه برانند.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388;ساعت 12:8;  توسط مریم;  | 

افسر اطلاعات ارتش اسرائيل تأکيد داشت افکار سروش در ايران ترويج شود

معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران در خصوص ارتباط احزاب داخلي با طراحان كودتا مخملي در خارج از كشور گفت:در داخل ايران نيز افرادي كه به حزب كارگزاران سازندگي نزديك هستند با اين موسسه بوفر همكاري دارند. به طور نمونه عطريانفر در هر مجله يا روزنامه اي كه كار مي كند از عباس ميلاني تحت پوشش يك تاريخ نگار مصاحبه مي كند. اهميت عباس ميلاني براي "سيا " از رضا پهلوي هم بيشتر است زيرا او با اصلاح طلبان رابطه خوبي دارد و حتي تمام هزينه هاي مالي اكبر گنجي در خارج از كشور را نيز او تأمين مي كند. "

به گزارش رجانيوز، امروز ساعت 9:10 پس از قرائت قرآن اين دادگاه آغاز شد و با سخنان "صلواتي" رئيس دادگاه انقلاب اسلامي ادامه يافت.

در بين متهمين حاضر در جلسه دادگاه كه نزديك به 100 نفر بودند، چهره‌هاي شناخته شده و مشهوري مثل بهزاد نبوي عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، ميردامادي دبير كل حزب مشاركت، امين‌زاده عضو شوراي مركزي حزب مشاركت، عطريانفر عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران، محمدعلي ابطحي عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز، صفايي فراهاني عضو شوراي مركزي حزب مشاركت، رمضان‌زاده عضو شوراي مركزي حزب مشاركت به چشم مي‌خورند.


*متن اظهارات محبتي معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران به نمايندگي از مدعي‌العموم به شرح ذيل است:

بسم اللّه الرحمن الرحيم

وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فِي آياتِنَا قُلِ اللّهُ أَسْرَعُ مَكْرًا إِنَّ رُسُلَنَا يكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُونَ(يونس 21)

(ما هرگاه بر آدمي بعد از آنكه او را رنج و زياني رسيد، رحمت مي فرستيم، در اين صورت براي محو آيات و رسولان حق مكر و سياست به كار برند. بگو مكر و سياست الهي كامل تر و سريع تر است كه رسولان ما مكرهاي شما را خواهند نوشت.)


*كودتاي مخملي گاهي ده سال طول مي كشد

واما كودتاي مخملي نوعي از انواع بر اندازي است كه با كودتاي نظامي در هدف مشترك امّا در شيوه و ابزار كاملا متفاوت است.

در همين رابطه آقاي "رابرت هِلُوي " افسر بازنشسته سازمان سيا و شاگرد دكتر "جين شارپ " در كتاب خود با عنوان "مبارزه عاري از خشونت، تأملي در بنيادها "مي نويسد: "مبارزه عاري از خشونت (يعني همان كودتاي مخملي) تفاوت خاصي با درگيري نظامي ندارد جز در اين مورد كه اسلحه بكار رفته در آن متفاوت و منحصر به اين روش مي باشد "

يكي ديگر از تفاوتهاي كودتاي مخملي با كودتاي نظامي در فرايند شكل گيري از آغاز تا پايان و مدت طولاني آن است كه گاهي ممكن است ده سال يا بيشتر به طول انجامد.

مهمترين نكته اي كه در مورد كودتاي مخملي بايد به آن توجه داشت اين است كه نظريه پردازان اجير شده توسط سرويسهاي جاسوسي و اطلاعاتي غرب طبق سفارش كار فرمايان خود اين شيوه را براي خروج جهان استكبار از بن بست عملي براي سرنگوني نظامهاي مستقل يا ناهماهنگ با هِژمُوني و استيلاطلبي غرب ابداع نمودند كه نتيجه سالها مطالعه وتحقيق ميداني در كشور‌هاي مختلف كودتاخيز بوده است. معمولاً نظامهاي سياسي زماني به خود مي‌آيند كه كودتاي مخملي به مرحله پاياني خود رسيده و احتمال موفقيت آن بسيار افزايش يافته است.


*100 مورد از 198 مورد دستورالعملهاي كودتاي مخملي در ايران اجرا شد

طبق مستندات به دست آمده و اعترافات مستدل متهمين، وقوع اين حوادث كاملاً از پيش طراحي شده و طبق جدول زمانبندي و مراحل كودتاي مخملي پيش رفته است، به گونه اي كه بيش از 100 مورد از 198 مورد دستورالعملهاي "جين شارپ " براي كودتاي مخملي اجرا گرديده است.


*يك جاسوس گفت قصد داشتيم تفكرات عبدالكريم سروش را در ايران ترويج دهيم

در تبيين بيشتر اين موضوع لازم است به اظهارات يك جاسوس كه هم اكنون در بازداشت به سر مي برد و با هدف ايفاي نقش درانتخابات دهمين دوره رياست جمهوري به ايران بازگشته بود، اشاره شود.

وي مي گويد: "در سفري كه به اسرائيل داشتم با موسسه اي به نام مِمري آشنا شدم كه متعلق به كشور آمريكاست ولي در اسرائيل مستقر مي باشد و كارش در زمينه مطالعات رسانه اي خاورميانه است. تلاش اين موسسه مبارزه با فعاليت هاي ضد اسرائيلي است كه در ديگر كشورها صورت مي گيرد. اين موسسه پروژه اي را دنبال مي كند كه هدف آن حمايت از اصلاح طلبان دنياي اسلام از جمله ايران است. مسئول اين پروژه يكي از افسران قديمي اطلاعات ارتش اسرائيل است كه من با او ديداري داشتم. او در اين ديدار به من گفت هدف ما اين است كه تفكراتي مانند تفكرات عبدالكريم سروش را در ايران پرورش و ترويج دهيم. "


*موسسه هيفوس براي كودتا ده ميليون يورو در زمان خاتمي در ايران هزينه كرد

اين جاسوس ادامه مي دهد: "يكي ديگر از موسسات فعال در حوزه ايران موسسه هلندي هيفُوس است كه من ملاقات هايي هم با مسئولين اين موسسه داشتم. اين موسسه ارتباط خوبي با موسسات و NGOهاي داخل ايران دارد و حتي مبلغ ده ميليون يورو در پايان رياست جمهوري خاتمي در ايران هزينه كرده كه بيشتر آن به جنبش زنان داده شده است. موسسه هيفوس بودجه خود را از طريق رشوه از شركت هاي نفتي هلندي كه مي خواهند از پرداخت ماليات فرار كنند. به دست مي آورد. "


*راديو فردا بخش فارسي راديو اروپاي آزاد است

نامبرده در مورد نقش پايگاه راديويي اروپاي آزاد مي گويد: "پايگاه راديويي اروپاي آزاد كه مانند خيلي از موسسات براندازي نرم از زمان جنگ سرد كار خود را آغاز كرده و به سازمان سيا متصل است. زمان جنگ سرد آمريكايي ها براي اينكه به شوروي فشار بياورند از پوشش هاي فرهنگي- سياسي و رسانه اي و با نام هاي زيبايي همچون دموكراسي، آزادي و حقوق بشر استفاده كردند و خيلي از موسساتي كه در حال حاضر فعاليت مي كنند، در زمينه براندازي نرم، بازمانده از آن زمان هستند كه راديو اروپاي آزاد هم از اين دسته است. بخش فارسي اين راديو به نام راديو فردا فعاليت مي كند. اين راديو بيشتر اعتراضاتي كه در ايران رخ مي دهد را پوشش مي دهد و به شدت بزرگنمايي مي كند. "


*كودتاهاي مخملي در بستر انتخاباتها شكل مي گيريد

تا كنون پروژه كودتاي مخملي در چند كشور به مورد اجرا گذارده شده كه اكثراً با موفقيت انجام شده امّا در مواردي هم ناكام مانده است. ازجمله كشورهايي كه كودتاي مخملي در آنها با موفقيت اجرا شده عبارت است از گرجستان ، لهستان ، چك ، كرواسي ، صربستان ، اوكراين و قرقيزستان ، در اكثر اين كشورها كودتاي مخملي در بستر يك انتخابات شكل گرفته و مشابهت هاي فراواني با پروژه شكست خورده ‌كودتاي مخملي ايران كه به بهانه انتخابات دوره دهم رياست جمهوري مرحله پاياني آن كليد خورد داشته اند البته اين توطئه با هوشياري مردم بيدار و هميشه در صحنه و برخورد قاطع و به موقع دستگاه هاي انتظامي و امنيتي مقتدر كشورمان سركوب گرديد.


*طراحان كودتاي مخملي در يك كشور، ابتدا نامزد انتخاباتي مناسب بر مي گزينند

جاسوس بازداشت شده در پاسخ اين سؤال كه آمريكا براي براندازي نرم در ايران از چه مدلي استفاده كرده گفت: "اين مدل مبتني بر انتخابات است و زمان آغاز آن حداقل 2 سال قبل از برگزاري يك انتخابات شروع مي شود. آنها ابتدا شروع به برنامه ريزي كرده و نامزد مورد نظر خودشان را انتخاب مي‌كنند بطور نمونه آقاي ساكاشويلي- رئيس جمهور فعلي گرجستان -كسي نيست كه يك شبه در دنياي سياست سبز شده باشد اين فرد بورسيه "فول برايت" متعلق به وزارت خارجه آمريكاست. او سالها در اين كشور تحصيل كرده و براي اين روزها تربيت شده است. پس از تعيين نامزد مورد نظر به شدت روي او سرمايه گذاري اجتماعي مي كنند. به اين صورت كه افراد طرفدار آن نامزد به آموزش مردم به صورت شبكه اي - مدل تجاري ، گلدكوئيستي - مي پردازند كه روش ثابت براي يارگيري در كمپين هاست.


*انتخاب رنگ، تشكيك، اعلام تقلب و ابطال انتخابات مراحل بعدي كودتاي مخملي است

بعد از اين مرحله سمبل و نماد گرافيكي و رنگي براي اين نامزد انتخاب مي كنند و شروع به آماده سازي افكار عمومي جهت رأي دادن به نامزدشان مي كنند. از طرف ديگر قبل از انتخابات خودشان را آماده مي كنند تا اگر انتخابات را واگذار كردند شروع به تشكيك در انتخابات كنند و اعلام نمايند كه تقلب صورت گرفته است واصل مشروعيت حاكميت را زير سؤال مي برند و شروع به اعتصاب مي كنند و در نهايت انتخابات را ابطال كرده و يا مجدد با نظارت ناظران خارجي انتخابات را برگزار مي كنند كه در نهايت نامزد مورد نظرشان پيروز مي شود." نامبرده ادامه مي دهد: "اين فرايند در كشورهاي گرجستان ، صربستان ، اوكراين و كرواسي انجام شده و به نتيجه هم رسيده است. نكته قابل توجه اينكه همان متون آموزشي كه در صربستان مورد استفاده قرار گرفته به فارسي ترجمه شده و با تغييرات كمي در ايران مورد استفاده قرار گرفته است. اين موارد بستگي به آداب و رسوم، فرهنگ و مذهب جامعه دارد. مهمترين عوامل اجرايي اين انقلاب جوانان هستند كه سرمايه گذاري خوبي بر روي آنها صورت مي گيرد. بر روي انرژي جوانان حساب مي شود. زيرا آنان تنها افرادي هستند كه 2تا3 ماه از زندگي خود را بدون پول ، وقف انتخابات مي كنند."


*فيلم هاي آموزشي كودتا به فارسي ترجمه شده بود

وي چنين مي افزايد: "كودتاي مخملي ايران خيلي شبيه انقلاب مخملي صربستان است ، در آن كشور گروهي بنام "اُوتْ پُور " "OUTPOR " كه گروهي دانشجو بودند ابتدا شروع به عضو گيري كردند كه شباهت زيادي به موج سبز در ايران داشت. در جزوه آموزشي كه بر روي سايت آلبرت انيشتاين قرار گرفته نكته اي به نام "موقعيت دشوار" وجود دارد كه از مهمترين روشهاي استراتژيك است و حكومتها را در شرايطي قرار مي دهد كه نتوانند با معترضين برخورد كنند. در اين نكته آمده كه اعتراضات بايد زير پوشش عادتهاي مذهبي قرار بگيرد و حركاتي مانند پياده روي در خيابان را انجام دهيد كه هيچ دولتي نمي تواند از آن جلوگيري نمايد. در انتهاي اين جزوه آموزشي اشاره‌اي به چند حلقه فيلم آموزشي شده كه پيرامون انقلاب صربستان است. و حتي فيلم ها به زبان فارسي دوبله شده و بر روي وب سايت ها قرار گرفته است.

جزوه ديگري نيز وجود دارد كه در مورد نحوه تسخير مكانها و ساختمان هاي حساس شهر است و در آن آموزش مي دهد كه گروه هاي معترض چگونه بتوانند مراكز مهم را تصرف كنند.

لازم است در اينجا به نكته مهمي در محضر دادگاه اشاره نمايم و آن اين است كه فيلم آموزش كودتاي مخملي صربستان كه به فارسي ترجمه گرديده توسط فردي به نام نادر صديقي ويراستاري و با صداي وي روايت شده است. اين فرد كسي است كه اولين بار آقاي كيان تاج بخش را به آقايان حجاريان و تاج زاده معرفي مي نمايد. آقاي تاج بخش در مورد نقش آقاي نادر صديقي مي گويد: "نقش آقاي نادر صديقي و اينكه چه كسي مرا به او معرفي كرده و او به سفارش چه كسي مسئول وصل من به آقاي حجاريان و تاج زاده گرديده برايم گنگ است." در حال حاضر نامبرده متواري مي باشد.


*كودتاي مخملي داراي سه بازو است كه هر يك با تعدادي از بنيادهاي آمريكايي ارتباط دارند

اين جاسوس بازداشت شده كه بنا به دلايل امنيتي فعلا از اعلان نام وي معذوريم معتقد است براندازي نرم يا همان كودتاي مخملي داراي سه بازوي فكري، رسانه اي و اجرايي است و تصريح مي كند: "هر كدام از بازوهاي كودتاي مخملي با تعدادي از موسسات و بنيادهاي آمريكايي ارتباط دارند و در واقع نوعي تقسيم كار صورت پذيرفته است. "


*عباس ميلاني از سلطنت طلبان طراح كودتا با اصلاح طلبان ارتباط داشت

او در اين رابطه مي گويد: "در مثلث براندازي (بازوي فكري، بازوي رسانه اي و بازوي اجرايي) هر كدام از موسسات آمريكايي فعاليت خاصي را انجام مي دهند كه در ايران نيز يكسري افراد با آنها همكاري دارند. مهمترين آنها موسسه اي است به نام "هوفر " كه زير نظر دانشگاه استن فورد و در زمان جنگ سرد تشكيل شده است.

اين موسسه پروژه اي به نام "دموكراسي در ايران " را در دستور كار قرار داده كه زير نظر سه عنصر امنيتي به نام هاي: عباس ميلاني، لِري دايمِند و مايكل مك فور اداره مي شود.

عباس ميلاني در زمان محمدرضا پهلوي به دليل فعاليت در گروه هاي چپ دستگير مي شود. او بعدها به يك سلطنت طلب دو آتيشه تبديل مي شود به طوري كه پس از انقلاب يكي- دو سال در ايران زندگي مي كند اما پس از چندي كشور را به مقصد آمريكا ترك و در آنجا كتابهاي متعددي را به نگارش در مي آورد و در اين كتابها از دستاوردهاي رژيم پهلوي تقدير مي كند. او كم كم به يكي از رهبران اپوزيسيون تبديل شد كه با ديگر رهبران اين جريان يك تفاوت عمده داشت و آن رابطه با عناصر اصلاح طلب داخلي بود. "

اين جاسوس بازداشت شده مي افزايد: "پروژه "دمكراسي در ايران " پيرامون فرهنگ عامه مردم ايران مانند موسيقي، وبلاگها و مسائل جنسي كار مي كند.


*حزب كارگزاران و عطريانفر ارتباط گسترده اي با عباس ميلاني داشتند

بخش دانشجويي اين موسسه بسيار فعال است و افرادي مانند خانم حقيقت جو، آرش نراقي (از حلقه كيان و نزديك به سروش) در كنفرانس هاي آنها سخنراني مي كنند. در داخل ايران نيز افرادي كه به حزب كارگزاران سازندگي نزديك هستند با اين موسسه همكاري دارند. به طور نمونه عطريانفر در هر مجله يا روزنامه اي كه كار مي كند از عباس ميلاني تحت پوشش يك تاريخ نگار مصاحبه مي كند. اهميت عباس ميلاني براي "سيا " از رضا پهلوي هم بيشتر است زيرا او با اصلاح طلبان رابطه خوبي دارد و حتي تمام هزينه هاي مالي اكبر گنجي در خارج از كشور را نيز او تأمين مي كند. "


*معرفي بازوهاي كودتاي مخملي در ايران

جاسوس مذكور در مورد بازوهاي كودتاي مخملي در ايران مي گويد: "مدلي كه در ايران طراحي شده مانند ديگر كشورها داراي سه بازوي فكري، اجرايي و رسانه اي است هر كدام از اين بازوها داراي زيرمجموعه هاي فعالي مي باشند كه به طور مثال بازوي فكري داراي زير مجموعه هاي روشنفكري مذهبي، روشنفكري سكولار، سرمايه داري، سياست خارجي، ادبيات و ... مي باشد كه در هر كدام از اين موارد موسساتي در خارج و داخل ايران هستند كه به صورت فعال نقش دارند.

بازوي اجرايي اين پروژه يعني كودتاي مخملي داراي شش زيرمجموعه مي باشد.

1- زيرمجموعه زنان كه از چند طيف تشكيل شده است. مهمترين ليدرهاي اين طيف خانم شادي صدر و خانم شيرين عبادي هستند. اين طيف ها بيشتر با NGOهاي هلندي در تماس هستند كه هزينه هاي اين گروه ها و كمپين ها را پرداخت مي كنند.

طيف ديگري به مسئوليت پروين اردلان- دختر علي اردلان از رهبران جبهه ملي- فعاليت مي كند. طيف نوشين همداني خراساني كه تمايلات چپ دارند از جمله اين طيفها هستند.

2- زيرمجموعه قومي- نژادي، بيشتر امور اين كار در طيف شيرين عبادي صورت مي گيرد. او با اينكه در زمينه حقوق بشر فعاليت مي كند اما رگه هاي قومي- نژادي در آن وجود دارد. گروه هاي ملي- مذهبي نيز در اين زمينه متمركز هستند.

3- زيرمجموعه حقوق بشر، مهمترين چماقي كه آمريكا براي رويارويي با مخالفان خود استفاده مي كند حقوق بشر است. در اين زيرمجموعه چند طيف وجود دارد كه اين بار نيز طيف شيرين عبادي از فعالان اين عرصه هستند.

هادي قائمي كه از عناصر فعال و امنيتي در آمريكاست از حاميان خارجي اين طيف مي باشد. او مدتي است كه رئيس بخش ايران در سازمان صهيونيستي "ديده بان حقوق بشر " بوده و با بودجه 15 ميليون يورويي هلند موسسه اي را راه اندازي كرده كه تمركزش فقط حقوق بشر در ايران است.

4- زيرمجموعه كارگري؛ اگر به ياد داشته باشيد در سال هاي گذشته سنديكاي اتوبوسراني اعتصابي را ايجاد كرده بود كه رهبري آن را فردي به نام منصور اُصالّو برعهده داشت. اين جالب است كه افرادي به دلايل مختلف از جمله عقب افتادگي دستمزد خود دست به اعتصاب مي زنند اما حواسشان نيست كه موسسات برانداز در آمريكا مانند NED، صندوق مالي و دموكراسي و ... به صورت آشكار به موسسات ديگر چندين ميليون دلار پول مي دهند تا به سنديكاهاي كارگري در ايران كمك شود. تمامي اسناد اين كمك ها در وب سايت سازمان NED موجود است. علت دسترسي آسان به اين اسناد را مي توان تظاهرسازي دانست.

خيلي از افراد معتقدند كه اينها چون مخفي كاري انجام نمي دهند پس به دنبال مطلب و مسأله خاصي نيستند.

5- NGOها؛ اين زيرمجموعه در دوره دولت اصلاحات از اهميت خاصي برخوردار شد. غرب به اين نتيجه رسيده بود كه بايد NGOها در ايران گسترش پيدا كنند و به دنبال اين بود كه ضعف آنان از نظر منابع انساني، مالي و مديريتي نيز تأمين شود. به همين دليل موسساتي تأسيس شد كه بيشتر آن در هلند بود. وظيفه اين موسسات اين بود كه به NGOهاي ايراني خدمات آموزش پرسنل، آموزش جمع آوري پول از خارج كشور و ... را بدهند. دو NGO برجسته در كشور با نامهاي كنشگران به مديريت سهراب رزاقي (مدير NGOها در وزارت كشور دوره اصلاحات) كه مبلغ دو ميليون يورو بودجه از موسسات هلندي دريافت كرد و موسسه همياران با مديريت باقر نمازي، موسسه همياران بعد از زلزله بم در سال 2003 ميلادي يكسري كلاس هاي آموزشي با عنوان جذب پول از خارج كشور در تهران برگزار كرد كه مدرسان آن افرادي همچون هادي قائمي بودند كه سابقه صهيونيستي و امنيتي دارند.

6- زيرمجموعه دانشجويي؛ اوج فعاليت زيرمجموعه دانشجويي در جريان 18 تير 78 بود كه البته مدتي بعد از آن نيز تضعيف شد. اما با گذشت زمان شاخه دانشجويي با مركزيت دفتر تحكيم وحدت طيف علامه و شاخه هاي مرتبط با آن نقش جدي در بازوي اجرايي براندازي ايفا كرد.

دادگاه آغاجري، نامه به كوفي عنان، تحريم انتخابات و ... از جمله فعاليت هاي اين زيرمجموعه بوده است. رفتن افرادي همچون محسن سازگارا، عطري، علي افشاري و رضا دلبري به آمريكا و شاغل شدن اين افراد در موسساتي كه كار آنها براندازي نظام جمهوري اسلامي است مي تواند بهترين مستند براي همكاري اين زيرمجموعه با پروژه كودتاي مخملي در ايران دانست. "


*رهبري جريان فكري كودتا با تفكرات سروش در روزنامه كيهان به مدير مسئولي خاتمي كليد خورد

اين جاسوس سيا در اين باره مي گويد: "اين بازو ازاهميت بالايي برخوردار است و شايد بتوان گفت قبل از هر مسأله اي كار فكري شروع مي شود و سالها طول مي كشد كه ديگر بازوها (اجرايي و رسانه اي) به كار بيفتد.

بازوي فكري در ايران از سال هاي خيلي دور يعني از اواسط جنگ آغاز شد در همين راستا يك تفكر روشنفكري جديد از ميان نيروهاي مسلمان بيرون مي آيد كه رهبري آن به عهده عبدالكريم سروش و مجله كيهان فرهنگي است (در آن زمان مديريت مجموعه كيهان با سيد محمد خاتمي بود.)

مقالاتي كه سروش در اين مجله به نگارش در مي آورد موضوعات خاصي را در پي داشت به طور نمونه سروش در اولين مقالات خود اين موضوع را انتخاب مي كند كه چيزي به عنوان غرب وجود ندارد كه بخواهيم در مورد غرب زدگي صحبت كنيم و اينگونه مبارزه با غرب زدگي را كه يكي از گفتمان هاي مهم انقلاب بود زير سئوال مي برد. آنها زير پايه هاي فرهنگي انقلاب را آرام آرام هدف گرفته و از ميان مي بردند. از همان زمان يك تيپ نوچه پروري و استبداد فكري در بحث تفكرشان مطرح بود كه آن را پنهان نگه مي داشتند. اگر ما فرض كنيم كه غرب و استبداد وجود ندارد ديگر شعارهاي انقلاب از قبيل استقلال و آزادي معنا پيدا نمي كند.


*جريان فكري كودتا، پايه هاي تفكر امام خميني(ره) را مي زدند

اين روند ادامه يافته و يك به يك پايه هاي تفكر امام را مي زند پايه هائي مثل وحدت ديانت و سياست، ولايت فقيه، و بدينسان زمينه براي غربي شدن و آمريكايي شدن را فراهم نمودند. "

وي در ادامه مي گويد: "افراد ديگري مانند سريع القلم، ناصر هاديان و هادي سمتي با تفكرات خاصي شروع به تئوري سازي در زمينه تأمين منافع آمريكا در ايران كردند. آنها موضوعاتي مانند انرژي اتمي و موشكي، حمايت از لبنان و فلسطين را آرام آرام مورد هجوم قرار مي دادند. اين تئوري ها در مراكز تحقيقاتي مختلفي در دولت اصلاحات پرداخته شد و در مطبوعات به صورت گسترده در جامعه پخش مي شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388;ساعت 12:4;  توسط مریم;  | 

   
    

نویسنده، تهیه کننده، کارگردان و بازیگر نقش اول مرد : اکبر هاشمی رفسنجانی

 
 
  ابطحي:هاشمي قصد انتقام از احمدي‌نژاد و رهبري را داشت

عضو مجمع روحانيون مبارز در دفاعيات خود در دادگاه به تلاش اصلاح‌طلبان براي محدودكردن رهبري ،‌ القاي تقلب براي گسترش دامنه آشوب، هم قسم شدن هاشمي،خاتمي و موسوي و قصد هاشمي براي انتقام گيري از رهبري و رئيس‌جمهور اعتراف كرد.

به گزارش فارس محمد علي ابطحي عضو مجمع روحانيون مبارز و رئيس‌دفتر خاتمي در زمان رياست‌جمهوري، كه اخيرا بازداشت شده بود در اولين جلسه رسيدگي به جرائم متهمان سياسي حوادث بعد از انتخابات كه صبح امروز شنبه برگزار شد، طي سخناني با اشاره به كيفر خواستي كه از سوي معاون دادستان تهران در ابتداي جلسه بيان شد، گفت: همه صحبت‌هايي كه معاون دادستان مطرح كرد، بنده قبول داشتم اما مسائلي را بايد مطرح كنم.

وي افزود: چند نفر از دوستان مسائلي را در خصوص اصل مسئله انتخابات مطرح كردند، انتخابات واقعا فوق‌العاده بود 40 ميليون نفر مسئله‌اي نبود كه بتوان از كنار آن به راحتي گذشت.

عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: بنده شخصا از معدود كساني بودم كه در موضوع انتخابات با حضور موسوي موافق نبودم. سال 84 كه وي براي حضور در انتخابات مطرح شده بود، بنده مخالفت كردم چرا كه اين مقطعي كه وي در سيستم حكومتي حضور نداشت، مي‌توانست توهماتي براي موسوي ايجاد كند كه اين توهمات به كشور آسيب مي‌زد.

* اصلاح‌طلبان براي محدود كردن مقام معظم رهبري و اعتقادات مردم حركت مي‌كردند

ابطحي ادامه داد: انتخابات دور دهم، انتخابات متفاوتي بود و شايد انتخاباتي بود كه دو تا سه سال براي آن كار شده بود و تصور مي‌كنم كه اصلاح‌طلبان پس از شكست در سه انتخابات براي به نوعي محدود كردن مقام معظم رهبري و اعتقادات مردم حركت كردند.
وي خاطرنشان كرد: بنده اعتراف مي‌كنم كه بخش عمده‌اي از سفرهاي خاتمي به عنوان سفرهاي تبليغي بود كه اين سفرها بتواند توجهات را معطوف به وي كرده و خاتمي را تنها شانس پيروزي در انتخابات ايران مطرح كنند.

* تقلب يك اسم رمز براي آشوب شده بود

عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه تاكيد كرد: اصلي‌ترين اتفاقي كه در اين انتخابات افتاد و البته در طول برگزاري، قبل و بعد از انتخابات هم مطرح بود، مسئله تقلب است. بنده البته جايي مطرح كردم كه تقلب يك اسم رمز آشوب شده است كه در آن لشكرسازي براي تقلب وجود داشت و تمرين پهن شدن مردم هم در خيابان‌ها هم در آن موجود بود.
وي افزود:‌ تمرين نگه داشتن گسترده مردم در خيابان‌ها در چارچوب تقلب بود كه مي‌توانست معنا پيدا كند.
ابطحي اظهار داشت: آنچه كه معاون دادستان به عنوان انقلاب رنگي يا مخملي عنوان كردند بنده فكر مي‌كنم ظرفيت آن در كشور وجود داشت البته نمي‌دانم كه نيت آن واقعا وجود داشته يا نه ولي اگر اين ظرفيت در كشور ضعيف‌تري موجود بود، موفق مي‌شد و در خصوص رسانه هم بايد گفت كه رنگ سبز بيشتر تبديل به يك رسانه شده بود.

وي گفت: اينكه هنوز نتايج انتخابات مشخص نشده و موسوي خود را به عنوان رئيس‌جمهور ايران معرفي ميكند و البته خاتمي هم در اين بين به وي تبريك مي‌گويد نشاندهنده نوعي تفاوت ديدگاه در بحث تقلب است.
عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه افزود: تقلب واقعا در ايران وجود نداشت چرا كه در انتخابات سال 84 وقتي فاصله كروبي و احمدي‌نژاد كمتر از نيم ميليون بود، وزارت كشور خاتمي نپذيرفت كه كلمه تقلب مطرح شود لذا كروبي تخلف در انتخابات را مطرح مي‌كرد و بنده تعجب مي‌كنم كه در اين انتخابات با وجود اختلاف 11 ميليوني چگونه بحث تقلب پذيرفته مي شود.

* همانهايي كه 500 هزار اختلاف را تقلب نمي‌دانستند، ‌امروز 11 ميليون فاصله را تقلب مي‌خوانند

اين در حالي است كه همانهايي كه 500 هزار اختلاف را تقلب نمي‌خواندند،‌امروز 11 ميليون فاصله را تقلب مي‌خوانند.
ابطحي اضافه كرد: همه ما در مصاحبه‌هاي مختلفي گفته بوديم كه در بدترين شرايط بين يك تا دو ميليون بيشتر امكان تقلب وجود ندارد.فلذا مي‌گفتيم كه اگر بتوانيم از اين ميزان عبور كنيم كانديداي ما در انتخابات پيروز مي‌شود؛ واقعا ما اصلاح‌طلبان در بسياري از موارد صداهايي را كه بايد مي‌شنيديم، نمي‌شنيديم يا صداي همه را نمي‌شنيديم و در واقع صداهاي جامعه متوسط به بالا را مي‌شنيديم و در واقع اين توهم،‌توهم بزرگي بود كه موسوي پيدا كرده و احساس مي‌كرد كه تقلب 11 ميليوني امكان پذير است.

ابطحي* كل مدارك موسوي مبني بر تقلب، 700 هزار راي هم نمي‌شد 

 در ادامه سخنان خود در جلسه علني دادگاه رسيدگي به جرايم پس از انتخابات گفت: زماني كه قرار بود موسوي مدارك مربوط به بحث تقلب در انتخابات را مطرح كند به خاطر دارم در جلسه مجمع روحانيون مبارز وقتي بحث ارائه مدارك تقلب در انتخابات مطرح شد يكي از دوستان كه قبلا وزير كشور هم بود گفت‌ همه اين مدارك اگر جمع شود و درست باشد 700 هزار راي بيشتر نمي‌شود. بنده وقتي از موسوي به عنوان هندوانه سربسته ياد كردم به خاطر همين توهمات بود كه در موسوي وجود داشت كه وي امكان تقلب 11 ميليوني را امكان پذير مي‌دانست.

* هاشمي رفسنجاني، موسوي و خاتمي قسم خورده بودند يكديگر را تنها نگذارند

وي افزود: پس از انتخابات در جلسه مشتركي هاشمي رفسنجاني، موسوي و خاتمي با هم قسم شدند كه پشت يكديگر را خالي نكنند و بنده نمي‌دانم كه اين تنها نگذاشتن و ياري كردن يكديگر پس از 11 ميليون فاصله براي چه بود.

* همراهي خاتمي با موسوي خائنانه بود

عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: شايد خاتمي دليل خود را داشت، موسوي شايد كشور را نمي‌شناخت ولي خاتمي با همه ارادتي كه به وي دارم اتفاقا برعكس همه مسائل را مي‌دانست، توانايي و اقتدار مقام معظم رهبري را مي‌شناخت اما به خاطر اتفاقات موسوي را همراهي كرد كه اين همراهي خائنانه بود.

* هاشمي در ذهن خود قصد انتقام از احمدي‌نژاد و مقام معظم رهبري را داشت

ابطحي اضافه كرد: هاشمي در ذهن خود قصد انتقام از احمدي‌نژاد و مقام معظم رهبري را داشت؛ اين‌ها همه مسائلي بود كه در ذهن موسوي به عنوان توهم همراهي شكل گرفته بود.
وي با اشاره به نقش مجمع روحانيون مبارز خاطرنشان كرد: واقعا مجمع روحانيون منتسب به امام و انقلاب بود لذا حداقل بايد اين انتصاب را نگه مي‌داشت.

* به فرهنگ و تاريخ ايران خيانت كرده‌ام

عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: بنده خودم را نيروي اصلاح‌طلب مي‌دانم؛ لذا مي‌گويم كه خاتمي حق نداشت ظرفيت اصلاحات را به پاي موسوي بريزد حتي موسوي هم اين ظرفيت را نداشت. البته بنده طرفدار رياست جمهوري احمدي‌نژاد نبودم ولي زماني كه 11 ميليون در انتخابات فاصله ايجاد شد به عنوان كسي كه طرفدار مردم‌سالاري هستم اين مسئله را نپذيرفتم و با اين موضوع جلوي فضاي رشد مدني را گرفته و به فرهنگ و تاريخ ايران خيانت كرده‌ام. ولي اگر به جاي پيام به موسوي به احمدي‌نژاد تبريك مي‌گفتيم بهترين وضعيت را امروز در تاريخ ايران دارا بوديم.

ابطحي با اشاره به حضور خود در برخي راهپيمايي‌هاي غيرقانوني خياباني تاكيد كرد: كار بدي كردم كه در راه‌پيمايي‌ها شركت كردم ولي كروبي به بنده گفت كه ما با اين راي كم نمي‌توانيم مردم را به خيابان‌ها دعوت كنيم. ولي خود برويم تا به نوعي اعتراضمان را نشان بدهيم.

وي اظهار داشت: موسوي به كروبي پيغام داده بود كه من چيزي براي از دست دادن ندارم، موسوي اگرچه چيزي براي از دست دادن نداشت ولي با توجه به راي 13 ميليوني با اين پيگيري آشوب‌ها خيلي‌ چيزها را از دست داد و ما افتخار اين حضور 40 ميليوني را از دست داده و آنرا خدشه‌دار كرديم ما مي‌توانستيم در دنيا بهتر از اين باشيم.
عضو مجمع روحانيون مبارز ادامه داد: موسوي در بسياري از موارد مي‌گفت ما طرفدار مردم مسلمان هستم. اين درحالي است كه اين آشوب‌ها دلبستگي‌هاي مردمان مسلمان را نسبت به ايران قطع كرد، موسوي مي‌گفت كه من طرفدار خط امام هستم و هميشه روي نظام و امام تاكيد مي‌كرد، بنده مي‌گويم كه هيچكس نمي‌تواند روي امام و نظام تاكيد كند ولي در عين حال كوچكترين عملي انجام دهد كه نظام را هم به خطر بيندازد. چرا كه امام فرموده‌اند حفظ نظام از اوجب واجبات است.

ابطحي اضافه كرد: اگر مقام معظم رهبري نبودند و يا اگر ايشان يك قدم به عقب مي‌نشستند امروز هلال ناامني ايران، افغانستان و پاكستان شكل مي‌گرفت و درصورتي كه اين هلال تشكيل مي‌شد ديگر هيچ جا و آثاري از انقلاب نمي‌ماند. از اين رو ملت ايران بايد از تيزهوشي مقام معظم رهبري و سربازان با نام و بي نام ايران كه اين كشور را از اين مسئله نجات دادند تشكر كند.

وي با بيان اينكه معمولا ما نيمي از شجاعت را تعريف كرده‌ايم اظهار داشت: شجاعت بزرگتري هم وجود دارد كه بنده از آن استفاده مي‌كنم لذا اگر انساني احساس كند كه به ديدگاهي رسيده و اين ديدگاه به نفع نظام است بيان آن شجاعانه‌تر است از بيان ديدگاه و نظر اپوزيسيون در مقابل حكومت و نظام.

* همه دوستانمان بدانند كه موضوع تقلب در ايران دروغ بود

عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه تاكيد كرد: به همه دوستان مي‌گويم و همه دوستاني كه صداي ما را مي‌شنوند بدانند كه موضوع تقلب در ايران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعي بود تا آشوب‌ها شكل بگيرد تا ايران همانند افغانستان و عراق بشود، تا جايي كه كشور دچار آسيب و سختي بشود.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388;ساعت 11:58;  توسط مریم;  | 

    گاف 6 کلمه‌ای کلینتون در مورد ایران و دشواری‌های توجیه آن

سایت شبکه خبری فاکس‌نیوز وابسته به طیف جمهوری‌خواهان امریکا با انتقاد از تأکید اوباما بر مذاکرات بدون پیش‌شرط با ایران به اظهارات اخیر هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه این کشور نیز واکنش نشان داد.

كلينتون غالباً در رفت و آمد و سخنراني است اما این البته، هميشه هم خوب نيست. كلينتون بايد مدل سياست‌ورزی و نوع برخورد خود را درباره ايران معلوم كند.

سؤال اصلي اين است كه آيا امریکا واقعاً مي‌تواند جلوي برنامه هسته‌اي ايران را آنگونه كه كاخ سفيد ادعا مي‌كند، بگیرد؟ يا اينكه ما بايد مسيرمان را در مورد برخورد با ايران هسته‌اي همان گونه كه كلينتون پيشنهاد كرد و سريعاً هم آن را تكذيب كرد تغيير دهيم؟

آينده جهان شايد به نوع پاسخ دادن به اين سؤال بستگي داشته باشد، هرچه سريعتر در مورد اين امر بايد كاري كرد، چون برنامه هاي هسته‌اي ايران همچنا ن ادامه دارد.

طبق آخرين اخبار رسيده در حال حاضر، بيش از 7 هزار سانتريفیوژ در ايران فعال است و بسياري از ديپلمات‌ها معتقدند كه برنامه هاي هسته‌اي ايران در شرايط خوبي است.

كلينتون در بازگشت ازسفر به هند و تايلند اظهار اميدواري كرده بود كه این 2 کشور در سياست‌هاي خارجي خود با امریکا همكاري خواهند كرد اما اين امر باعث شد كه اوباما با وي برخود كرده و كلينتون نیز با ناراحتی به وي گله كند.

به نظر مي رسد كه انتقاد از كلينتون در مورد رفتار با ايران كار اشتباهي بوده است. حق را بايد به كلينتون داد زيرا اوباما به دور از تجربه و پختگي در خلال رقابت هاي انتخاباتي از مذاكرات بدون پيش شرط سخن گفت. كلينتون و بايدن، هر دو در حال حاضر معتقدند كه اوباما اشتباه بزرگي كرده است.

اشتباه بزرگ كلينتون اين بود كه در تايلند هنگامی که از گسترش چتر هسته‌اي دفاعي در خاورميانه در مقابل برنامه هسته‌اي ايران سخن می‌گفت، جمله "براي روزي كه آنها داراي سلاح هسته‌اي شوند" را به‌كار برد.

گاف بزرگ كلينتون به‌خاطر به‌كار بردن آن 6 كلمه ناقابل يعني "ايران سابقاً به‌دنبال سلاح هسته‌اي بود" نیز در سراسر جهان پخش شد زيرا از زمان بوش تا زمان اوباما امریکا دائماً اعلام مي كرد كه ايران هسته‌اي به هيچ وجه پذيرفتني نيست اما اين اظهارنظر به معنی آن بود كه امریکا ايران هسته‌اي را به‌صورت ناگزير پذيرفته است.

كلينتون خيلي سريع فهميد كه كلماتي را كه به كار برده است، اشتباه بوده و براي رفو كردن حرف خود گفت: هنوز هم توقف برنامه هسته‌اي ايران جزء سياست هاي امریکا است.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388;ساعت 11:51;  توسط مریم;  | 

      عطريانفر: رهبري فضاي بازي را براي انتخابات فراهم كردند
      ابطحي: هاشمي، موسوي و خاتمي 3 ضلع مثلث ناامني

محمد عطریانفر عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي و از اعضاي فعال در كودتاي مخملي و محمد علي ابطحي عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز كه در جريان درگيري‌هاي اخير به عنوان متهم در سازماندهي اغتشاشات بازداشت شدند،‌ پس از جلسه دادگاه در كنفرانسي خبري حاضر شدند و به سؤالات خبرنگاران پاسخ دادند.

به گزارش رجانيوز، عطريانفر در پاسخ خبرنگاری از وی درباره چرخش سریع در مواضعش و قضاوت جامعه درباره دیدگاههای اخیر وی پرسید که عطریانفر گفت: البته جامعه حق دارد بپرسد، چه اتفاقی افتاده است که ما با گذشته خود به مرزبندی رسیده ایم اما این خداوند است که قلب ها را تغییر می دهد و شرایطی را تدارک می بیند که انسان حس کند، ممکن است فردا نباشد.

وی افزود: زندان، تنبه، توجه به قلب و تذکر به نفس آغازی برای تحول روحی است و زمانی که ما در شرایطی قرار می گیریم که نفس و قلب ما را پاک و از تشخصات خارج می کند، تحول روی می‌دهد.

عطریانفر گفت: برخی در مسیری حرکت کردند که به استقلال، هویت نظام و امنیت آن تعرض شد و اولی‌ترین و مهمترین شخصیتی که دفاع از نظام را برخود واجب می داند، رهبری است که از همه آحاد ملت خود را برای صیانت از نظام به علل عقلی و شرعی پیشقدم تر می داند زیرا حفظ نظام و هویت آن به عهده ایشان است.

این فعال سیاسی تأكيد کرد: چرا جریاناتی که باید نظام را تقویت کنند در فرآیندی حرکت می کنند که نه فقط عامل همراهی نیستند بلکه در نقطه مقابل اند و در چنین شرایطی بار این مصیبت به عهده رهبری است.

عطریانفر گفت: در نقطه تاریخی زندگی خود قرار گرفته ایم و این فرآیند به سمتی حرکت کرده که 2 حقیقت نظام و رهبری تضعیف شده است.

وی گفت: ما به عنوان کسانی که در درون گروههای سیاسی بودیم، زمانی دستگیر شدیم که اتفاقات تخریبگرانه را ندیدیم و خوشحالیم در مقام نفی این اقدامات قرار می گیریم.

عطریانفر افزود: البته در گذشته نیز به ساختارشکنی نقدهایی داشته ام که به آن پرداخته ام و البته این حسن است.

وی افزود: برخی افرادی با سابقه فعالیت 30، 40 ساله سیاسی مانند ما وقتی در چنین نقطه ای قرار می گیرند، با شجاعت کامل خود را می شکنند تا حقیقت مشخص شود.

وی گفت: حر فرمانده مقتدر لشکر ابن زیاد نیز در درون خود دچار تحول شد، خود را شکست و خاضعانه در برابر امام زمان خویش قرارگرفت اما زمین نخورد و این تفکر در تاریخ به عنوان یکی از اسناد درخشان مظلومیت امام حسین(ع) و محکومیت یزید است.

این فعال سیاسی تأكيد کرد: اگر به شکست، تخلف و قصور خود اعتراف کنیم، دلالت بر مظلومیت نظام و رهبری و جفای گروه‌های سیاسی مختلف با عناوین متفاوت در پیوند با گروههای برانداز است.

این عضو حزب کارگزاران تصریح کرد:‌ چرا نگران این موضوع باشیم که در بیرون چه می گویند، هرچه می خواهند بگویند؛ اگر این موضوع، این مفهوم را متبادر کند که در مقابل ظلم به نظام و رهبری سخن می گویم، به شکست خود افتخار می کنم.

وی گفت:‌ اگر در گذشته خود با دیگرانی همسو بودم که در پی زاویه گرفتن با نظام یا براندازی بودند و اکنون فاصله می گیرم، افتخار می کنم.

عطریانفر افزود: تغییر جز ضرورت‌های حیات انسان است که امیدوارم این تحول در مسیر کمال باشد و هر تلقی‌ای که جامعه به این موضوع دارد، بر ما هیچ باکی نیست.

وی گفت: هیچ اشکالی ندارد که جامعه بگوید دیروز چنان و امروز چنین سخن می گوییم، مهم این است که در این تغییر با صداقت سخن بگوییم.

عطریانفر اضافه کرد: مهم آن است که نفاق و رفتارهای دوگانه گروههای سیاسی را نقد می کنیم و این نفاق مورد خدشه باشد زیرا باید ظاهر و باطن‌امان یکی باشد.

این فعال سیاسی گفت: چه ابایی باید وجود داشته باشد که در برابر دوربین ها و رسانه ها حقایق و واقعیات را بگویم، این بیانات دلالت بر حقانیت و صداقت من است.

عطریانفر در ادامه کنفرانس خبری افزود: در اینجا باید بر مظلومیت مضاعف رهبری تأكيد کنم.

وی اضافه کرد: این 4 شخصیت یا 5 نفری که می خواستند در انتخابات مطرح شوند، همگی با رهبری گفتگو کردند و قبل از آمدن به عرصه با ایشان مشورت داشتند.

عطریانفر افزود: رهبری نیز درباره این افراد موضع عادلانه داشتند و گفتند موضع من نسبت به شما مساوی است و انشاءالله موفق باشید.

وی اضافه کرد: اگر رهبری به این افراد می گفتند که مصلحت شما نیست در انتخابات شرکت کنید، این افراد نیز حتماً حرمت رهبری را رعایت می کردند و کنار می رفتند.

عطریانفر گفت: اینکه رهبری این چنین فضای بازی ایجاد می کند، آیا این افراد نیز وقتی در شرایط خاص قرار می گیرند، تکلیف مضاعفی نسبت به رهبری ندارند.

وی افزود: اما می بینیم نه تنها با رهبری همراهی نمی شود بلکه همسویی‌های دیگری انجام می شود که از این جهت نقد اساسی بر این افراد وارد است.

عضو حزب کارگزاران گفت: ما هر کدام درباره ماجراهای اخیر یک پرونده شخصی داریم اما به اتهام بزرگتری پاسخ می دهیم و آن اینکه چرا حرکتی غیرامنیتی برای ایران تدارک دیده شد.

محمد عطریانفر در ادامه کنفرانس خبری در پاسخ به این سؤال که آیا این تحلیل ها را در شرایط زندان بیان می کنید یا خیر؟ گفت: من شخصاً احساس می کنم به صفت فردی، تخلف آنچنانی که موجب تعقیب آنچنانی شود، ندارم.

وی افزود: تمام حضور من عبارت بود از سخنرانی در شهرستان ها و آن هم به صورت حداقل و حتی المقدور در چارچوب ضوابط.

عطریانفر گفت: از آنجا که من یک چهره رسانه ای بودم، تلفنم را هم از کار انداختم و تلفن همسرم را گرفتم که کمتر صحبت کنم.

عطریانفر افزود: در زمانی که آقای خاتمی قصد ورود به انتخابات را داشت، ما در برپایی یک ستاد فردی فعال بودیم و فعالیت زیاد دیگری نداشتیم.

وی گفت: در برپایی همایش در استادیوم برای آقای موسوی هم همفکری داشتیم، البته ممکن است اشکالاتی در این موارد بوده باشد ولی عمده نیست.

عطریانفر افزود: سرفصل اتهام عمومی تک تک ما مهمتر از سرفصل اتهام انفرادی ماست و امروز به عنوان نمایندگان گروههای سیاسی که اینجا نیستند، داریم به یک اتهام بزرگ‌تر پاسخ می دهیم.

این فعال سیاسی تصریح کرد: وقتی آقای ابطحی آقای موسوی را به راحتی نقد می کند، مگر مشکلی دارد که در زندان یا بیرون از زندان این کار را انجام دهد.

وی گفت: شرایط زندان به ما در صراحت لهجه کمک کرده است و در این شرایط آدم خود را در مقابل خدا عریان احساس می کند.

عطریانفر افزود: چه بسا کسانی در بیرون هستند اما هنوز به این نقطه نرسیده اند که حرف دلشان را بزنند اما بسیاری از دیدگاه‌های متهمان با ما تفاوتی ندارد.

وی گفت: آقای بهزاد نبوی نیز گفته من قبول دارم که تقلب نشده است اما در پاسخ به دادستان که این مطلب را اعلام کن، پاسخ داده است من در حق آقای موسوی خیانت نمی کنم.

عطریانفر تصریح کرد: مگر این خیانت است؟ اصلاً این دلالت دارد بر اینکه آقای نبوی تقلب را قبول ندارد، چه بگوید و چه نگوید.

وی گفت: البته زندان انفرادی بسیار سخت و سنگین است اما یک ضرورت است و حق مسلم نهاد قضایی و اطلاعاتی است که متهم را در آن شرایط بازپرسی کنند اما با توجه به همین ضرورت نیز مسئولان زندان بیشترین حسن معاشرت را با ما داشتند.

عطریانفر خاطرنشان کرد: در زندان هیچ بیان تندی نشنیده ایم ما به طور طبیعی کمتر از یک هفته حس می کردیم که در مقابل هم نیستیم و باید با هم راهی را جستجو کنیم.

عطریانفر افزود: اگر نظام اسلامی روزی بتواند شرایطی فراهم کند که برای یک متهم در مورد چنین مسائلی سختی زندان انفرادی بار نشود، این کار را می کند اما زندان انفرادی یک ضرورت است و ما هم اگر جای آنان بودیم، همین کار را می کردیم.

عطریانفر در ادامه گفت: دوستان دیگری نیز هستند که مشابه ما فکر می کنند اما آمادگی اعلام آن را ندارند.

وی در خصوص اینکه چه تضمینی می دهید پس از آزادی مواضع خود را تغییر ندهید گفت: نخستین تضمین ما جمع بندی دوستانی است که در یکی دو ماه گذشته با ما در ارتباط بودند و با آنان زندگی کردیم.

وی افزود: مجموعه ای که مدتی با هم هستند، تلقی واحدی پیدا می کنند.

این فعال سیاسی گفت: دومین تضمین ما اعلام این مواضع با صراحت تمام است، همچنان که دوستان دیگری نیز مشابه ما فکر می کنند اما آمادگی اعلام موضع را ندارند.

وی افزود: تضمین سوم سابقه سنی و سیاسی من و آقای ابطحی است.

عطریانفر گفت: طبیعت حیات سیاسی ما با توجه به شهرتی که داریم، مهری بر تضمین گفته های ماست.

وی افزود: من فردی رسانه ای بودم و آقای ابطحی نیز چهره شناخته شده سیاسی بود که این خود پشتیبانی است بر این موضوع که باید بر مواضع خود پایدار باشیم.

عطریانفر گفت: تضمین چهارم این است که ما با خدا پیمان بسته ایم که در این جمع بندی پایدار بمانیم.

اين متهم اغتشاشات اخير در عين حال به نامه هاشمي رفسنجاني به مقام معظم رهبري در آستانه انتخابات دهم اشاره كرد و گفت: بنده نسبت به نامه آقاي هاشمي رفسنجاني به رهبر معظم انقلاب نقد داشتم و اگر مورد مشورت ايشان بودم مي‌گفتم كه اين نامه با اين ادبيات هرگز براي انتشار سراسري مناسب نبود.

عطريانفر افزود: آقاي هاشمي رفسنجاني يا بايد نامه خود را به صورت محرمانه و سر بسته براي رهبري انقلاب مي‌فرستاد و يا بايد از ادبيات بهتر و واژگان مناسبتري براي نگارش نامه خود بهره مي‌برد.

وي ادامه داد: صبح امروز براي اولين بار عبارتي از آقاي ابطحي در جلسه دادگاه شنيدم كه گفت: هاشمي رفسنجاني و خاتمي و موسوي در خصوص موضوع انتخابات با يكديگر همپيمان شدند و اگر معناي اين سخن آن باشد كه خاتمي و هاشمي رفسنجاني درباره انتخابات به موضع مشترك انجام تقلب در انتخابات رسيده‌اند، محكوم است.

همچنين محمد علي ابطحي در كنفرانسي خبري اظهار داشت: با مشارکت 40 میلیونی مردم در این انتخابات، کشور می توانست در جایگاه خیلی خوبی قرار بگیرد و فضای بسیار خوبی در کشور به وجود آید و جزء مقتدرترین و صاحب نام ترین کشورهای منطقه و جهان از نظر دموکراسی باشیم اما این گونه نشد.

ابطحی گفت: متأسفانه رفتاری که از جانب میرحسین موسوی و شخصیت های بزرگی مانند هاشمی و خاتمی پس از انتخابات به وجود آمد، در نهایت به ایجاد ناامنی و آسیب دیدن مردم منجر شد.

وی شجاعت در طرح دیدگاه ها را مهم تر از فعالیت سیاسی دانست و افزود: از اینکه شجاعتی پیدا کردم که می توانم دیدگاه هایم را بیان کنم، خوشحالم.

ابطحی اضافه کرد: موسوی از ابتدا توهماتی داشت که بعد از انتخابات شکل جدی به خود گرفت و یکی از آنها اعلام ریاست جمهوری‌اش قبل از اعلام نتایج انتخابات بود.

وی گفت: بدتر از این اقدام موسوی، تأكيد بر تقلب در انتخابات با وجود فاصله 11 میلیونی با منتخب مردم در انتخابات بود.

این فعال سیاسی اضافه کرد: اصلاح‌طلبان قبل از انتخابات تأكيد داشتند که تقلب در ایران حداکثر یک تا یک و نیم میلیون امکان پذیر است و در زمان انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری نیز فاصله 500 هزار رأی میان کروبی و احمدی نژاد را تخلف عنوان کردند نه تقلب.

ابطحی گفت: اینکه فردی تقلب 11 میلیونی را به جامعه القا می کند، نشانه نشناختن تقلب

است.

وی افزود: پیش از انتخابات موسوی را به عنوان هندوانه سربسته ای معرفی کردم كه توهمات وی در زمان انتخابات و پس از آن و دامن زدن به ناامنی در جامعه علت آن بود.

وی از هاشمی به علت انتقام گیری از احمدی نژاد و نیز از سید محمد خاتمی به علت همنوایی و همصدایی با موسوی با توجه به شناختی که از قدرت نظام و رهبری داشت، گله کرد و گفت: به عنوان یک عضو جریان اصلاح‌طلب معتقدم که در انتخابات گذشته کارهای بزرگی شد اما خطاهای بزرگی نیز صورت گرفت.

ابطحی افزود: معتقدم که خاتمی حق نداشت همه جریان بزرگ و تاریخی اصلاح‌طلب را پای موسوی قربانی کند.

وی اضافه کرد: موسوی جریان اصلاح‌طلب را نمی پذیرفت و توهم اینکه موسوی طرفدار خط

امام است و به این علت پیروز انتخابات خواهد شد، یکی دیگر از توهمات این نامزد انتخاباتی بود.

ابطحی با اشاره به جایگاه حفظ نظام در اندیشه امام راحل که آن را اوجب واجبات می دانستند، گفت: در چنین شرایطی کسی که خود را طرفدار جریان خط امام می داند، نباید کاری کند که نظام دچار چنین آسیب بزرگی شود.

وی افزود: اگر اقتدار مقام معظم رهبری نبود و اعلام نمی کردند که در این زمینه یک قدم عقب نشینی نمی کنند، مثلث ناامنی عراق، ایران و افغانستان در منطقه شکل می گرفت.

ابطحی گفت: شرایط خطیری را تحت رهبری آیت الله خامنه ای پشت سر گذاشته ایم و از ایشان به علت مدیریت چنین شرایطی قدردانی می کنم.

وی افزود: اگر به جای موسوی بودم، 13 میلیون آرایی را که با امید به وی داده شده بود، در چنین فضایی مصرف نمی کردم بلکه آن را برای افزایش فضای دموکراسی و زنده شدن امید در جامعه به ویژه جوانان مصرف و پس از اعلام اختلاف 11 میلیونی پیام تبریکی در این زمینه صادر می کردم.

ابطحی گفت: اکنون تعدادی از آن رأی دهندگان به آشوبگران تبدیل شده اند، در صورتی که رأی آنان جزء آرای افتخارآمیز 40 میلیونی است.

وی ابراز امیدواری کرد جریان نخبگان کشور تجربه بدی را که در انتخابات اخیر از خود نشان داد، اصلاح کند زیرا مردم بر این باورند که حاکمیت یکپارچه و جدی در سایه ارشادات مقام معظم رهبری می تواند کشور را از خطرها نجات دهد.

ابطحی گفت: امروز با خوشحالی احساس می کنم که از کنار این خطر بزرگ با رهبری مقام معظم رهبری عبور کرده ایم و عبور از این شرایط نشانه جایگاه رفیع رهبری در ایران است.

ابطحی گفت: اینکه دیدگاه شخصی با گذشته اختلاف پیدا کند و شجاعت مطرح کردن آن را داشته باشد، گام مثبتی است.

ابطحی امروز در نشست خبری پس از جلسه دادگاه دستگیرشدگان در حوادث اخیر در پاسخ به این سؤال که چه موضوعی باعث شده است در این مدت کوتاه به این نتایج برسید و برخی مسائل را بیان کنید، گفت: در خصوص مسئله انتخابات، شعار تقلب شعاری بود که بلافاصله بعد از برگزاری انتخابات مطرح شد.

وی افزود: این موضوع تغییر جهت نیست بلکه یک اشتباه بزرگ است که از طرف نخبگان

سیاسی شکل گرفت و ما نیز در فرصت چندروزه و کوتاهی آن را تکرار و بر آن تأكيد می کردیم.

ابطحی گفت:‌ این موضوع اشتباهی بود که ضربه های بزرگی به کشور زده است.

وی اضافه کرد: من هم اکنون نیز خود را جزو جامعه اصلاحات می دانم و از بسیاری از مسائل مثبتی که انجام داده است، دفاع می کنم و در عین حال از مشکل آفرینی هایی که جریان اصلاحات در انتخابات اخیر داشته است، انتقاد دارم.

ابطحی گفت: دیدگاه ما در خصوص همه جریان ها، دیدگاه روشنی است و اندیشه متوقف شدنی نیست. ما آنچه را در جریان انتخابات شکل گرفت و تبدیل به آشوب شد، مورد نقد قرار می دهیم.

وی افزود: بخشی از این دیدگاه ها را در این دوران به آن رسیدیم و بخش دیگری از دیدگاه های ما مربوط به گذشته است که شجاعت طرح آن را نداشتیم ولی الآن داریم. اگر چه اصل زندان بد است اما زندان ما زندانی نبود که در آن مشکلی احساس کرده باشیم.

محمدعلی ابطحی در ادامه نشست خبری در پاسخ به این سؤال خبرنگار که آیا شما تحت شرایط زندان این اظهارات را بیان می کنید، افزود: در زندان زندگی عادی داشتیم، بازجویان بسیار با فهم و مؤدب بودند و زندان چیزی نبود که حتی اگر قرار بود، 2 ماه بیشتر بمانیم، اتفاقی بیفتد.

وی اضافه کرد: من خودم را جای کسانی که مدیریت امنیت کشور را دارند، می گذارم و می بینم ما خطاهایی را مرتکب شده ایم.

ابطحی افزود: البته یک تخلف من این بود که در راهپیمایی به معنای همراهی با آقای کروبی شرکت کردم و تخلف دیگرم این بود که در وبلاگم قسمتی را هم به تخلفات انتخاباتی اختصاص دادم که البته این‌ها را به عنوان اشتباه می پذیرم.

وی اضافه کرد: البته زندان دلیلی نیست که ما به این جمع بندی رسیده باشیم بلکه ممکن است زندان فرصت این جمع بندی را فراهم کرده باشد.

ابطحی گفت: نگرانی ویژه ای از نظر شخصی در زندان نداشتم و تصورم این است که بسیاری از دوستانم که الآن اینجا نیستند، از نظر مبانی دیدگاهی با ما تفاوتی ندارند اما شاید به آن نقطه جسارت بیان نرسیده باشند ولی در محتوا با هم هم‌نظریم.

وی افزود: واقعیت این است که ماجرای من در این ماجرای انتخابات شفاف‌تر است زیرا قبل از انتخابات هم از آقای موسوی طرفداری نکردم و از توهمات و دیدگاه های او انتقاد داشتم و در جلسات مختلف هم بیان کردم.

ابطحی گفت: اما نقدها به جبهه اصلاحات به ویژه در مسئله تقلب است که از آن به عنوان پاشنه آشیل برنامه ریزی استفاده شده است.

وی افزود: تقلب، اسم رمزی برای همه این آشوب ها بود و این را از قبل هم اعتقاد داشتم که این توهمات در موسوی وجود دارد. دلبستگی جریان های اصلاح‌طلب به گروه‌های سازمانده براندازی نرم در 3، 4 سال پیش اشتباه بزرگی بود.

در ادامه نشست خبری محمدعلی ابطحی، خبرنگاری پرسید: برخی گروه های اصلاح‌طلب با حرکت زیگزاگی در ظرفیت قانونی نظام با گروه های برانداز تعامل داشتند، توضیح شما در این باره چیست و اهداف و نتایج این همکاری‌ها چه بود؟

ابطحی گفت: دلبستگی به جریان های خارجی می تواند آسیب زیادی وارد کند که برخی احزاب اصلاح‌طلب چنین دلبستگی هایی داشتند.

وی افزود: نمونه این ارتباطات، جلسات عماد باقی در دوبی برای آموزش نوعی مسائل مربوط به ایران بود که بسیار قابل توجه است.

ابطحی گفت: همچنین احزابی مانند مشارکت، از افرادی از جناح کبوترهای امریکا برای ارتباط و گفتگو با کبوترهای ایرانی به عنوان اصلاح‌طلب دعوت و گفتگو کردند که قابل توجه است.

این فعال سیاسی افزود: البته ابزار براندازی نرم با گذشته تفاوت یافته و اکنون دستگاه های ارتباطی نوین تعیین کننده ترین ابزار است.

این عضو مجمع روحانیون مبارز گفت: بی‌بی‌سی فارسی برای انتخابات راه اندازی شده بود، در حالی که 8 سال پیش باید ده‌ها نماینده در جاهای مختلف استخدام می کرد و ابزارهای ارتباطی متفاوتی اجاره می گرفت تا چند دقیقه کوتاه مطلب مخابره کند.

وی افزود: اما اکنون در همین شبکه از طریق تلفن همراه عادی این امکان وجود دارد که تصاویر قابل پخش برای شبکه ارسال شود.

ابطحی ابراز امیدواری کرد در آینده، جریان های سیاسی در درون جامعه احساس کنند که همه نیازهای فکری خود را بدون دلبستگی به جریان های خارجی تأمین می کنند. وی گفت: در زندان هم که باشم عضو نظام جمهوری اسلامی هستم.

وی افزود: به علت انتقاد از اصلاح‌طلبان، ده‌ها بار جلوی من را در زمان تبلیغات انتخاباتی می گرفتند و نخستین عنوانی که به میرحسین موسوی لقب داده شد، عنوان هندوانه دربسته من بود.

وی گفت: مسئله انتخابات قابل بازگشت نیست و درباره اصلاحات نقدهایی را داشته ام که ممکن است آنها در آینده پررنگ تر و جدی تر شود. اکنون برای بیان دیدگاههایم جسارت و شجاعت پیدا کرده ام و این اقدام مهمی است.

عضو جبهه اصلاحات افزود: براساس باورهایی که همواره به آن معتقد بوده ام، منتقد درون نظام هستم.

وی گفت:‌ زمانی که در زندان به سر بردم، به این فکر می کردم که نخستین مقاله ای که در وبلاگم پس از آزادی خواهم نوشت، این خواهد بود که علی‌رغم زندان رفتنم، عضویت در نظام را از افتخارات خود می دانم.

ابطحی همچنین در بخش دیگری از سخنانش، موسوی، هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی را اضلاع مثلث حامی تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دهم معرفی و اضافه کرد: تا روز دوشنبه‌ای که دستگیر شدم، آنان همچنان از وقوع تقلب در انتخابات با دلایل متفاوتی حمایت می کردند.

ابطحی افزود: علت حمایت موسوی از تقلب در انتخابات در بهترین شکل آن نشناختن جامعه و اینکه وی چیزی برای از دست دادن نداشت، بود.

وی گفت: در حالی که موسوی در این عرصه چیزی برای از دست دادن نداشت اما جمهوری اسلامی ایران خیلی مسائل را برای از دست دادن داشت.

ابطحی افزود: سید محمد خاتمی اقتدار امنیتی و انتظامی کشور و مهمتر از آن رهبری را در ایران می شناخت اما در عین حال در مسئله تخلف در انتخابات از موسوی حمایت کرد و این اقدام نوعی خیانت به جامعه است.

وی افزود: هاشمی رفسنجانی نیز در این قضیه در موضع انتقام گیرانه بود که بخشی از آن

متوجه احمدی نژاد و بخش دیگر نوعی انتقام گیری و مقاومت در برابر رهبری بود که نمونه آن

نامه وی به رهبری است.

اين عضو مجمع روحانيون اضافه كرد: پیروزی نامزد اصلاح‌طلب در انتخابات اخیر به معنای محدود کردن رهبری بود زیرا اصولگرایان از رهبری حرف شنوی و تأثیرپذيری دارند كه تأییدات رهبری در 4 سال گذشته بیانگر این مسئله است.

ابطحی گفت:‌ آنچه در ذهن جامعه بین المللی شکل گرفته، این است که اگر در انتخابات ایران اصلاح‌طلبان بتوانند پیروز شوند، رهبری را یک گام به عقب می برند و با این پیروزی، رهبری تضعیف و حداقل در ذهن طراحان انتخابات به انزوا کشیده خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388;ساعت 11:43;  توسط مریم;  | 

  

«یا ایها الذین آمنو اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»

«ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا را اطاعت کنید و از پیامبر و کسانی که امر شما را در اختیار دارند و از خودتان هستند پیروی نمایید» (نساء- 59)

"بديهي است كه راي ملت و تنفيذ اينجانب تا هنگامي است كه ايشان به تعهد خود و صراط مستقيمي كه تاكنون در آن حركت كرده‌اند يعني راه اسلام و آرمان‌هاي نظام اسلامي و دفاع از حقوق ملت و ايستادگي در برابر مستكبران و زورگويان پايبند باشند كه به توفيق الهي همواره چنين خواهد بود انشاء الله." (رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ۱۲/۵/۸۴ حكم تنفيذ نهمين دوره رياست جمهورى)

همه انتقاد و اعتراض ما به خاتمی و دار و دسته اش چه در دوران اصلاحات و چه در دوران کنونی به ولایت ناپذیری وی و به ویژه اطرافیانش بود، همه مشکل ما با میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی به خاطر فاصله گرفتن ایشان از آرمان های ولایت و عمل نکردن به همه توصیه های ولی فقیه بود، اگر هم ایرادی به شیوه مملکت داری، فساد، تبعیض، ویژه خواری و بی عدالتی در مدیریت هایشان می دیدیم، منشا همه آنها فاصله از فرامین مقام ولایت بود. علت اصلی و تنها دلیل مبارزه ما با طبقه الیت، روشنفکران و زرسالاران و زراندوزان پرگو، صف آرایی این جماعت مقابل ولایت بود، پدرکشتگی با نمایندگان رنگارنگ دنیای غرب و نظام سلطه در انتخابات دهم نداشتیم، تنها آنها را در خط سرخ ولایت نمی دیدیم. اصولا دعوای اصلی نظام اسلامی و حکومت دینی با نظام های سکولار و لائیک بر سر الهی بودن و نبودن حکومت در جوامع است که ما نماد حکومت دینی و الهی را "ولایت مطلقه امر" می دانیم. ولی فقیه ضامن اجرای احکام اسلام است و اسلام عین ولایت است لذا مشروعیت هر نظام و هر مقام دولتی در جمهوری اسلامی مشروط به اذن ولی فقیه است و این عین عقل است، نه دیکتاتوری است و نه استبداد بلکه ضامن سعادت جامعه اسلامی و اجرای صحیح احکام اسلام است. ولایت فقیه نایب و جانشین امام عصر است و حکمش حکم خدا را دارد و هر بدعتی غیر از این به معنای "شرک" است. بندگی خدا وظیفه و تکلیف ماست اگر موحد هستیم و اگر به توحید و معاد و نبوت و امامت و ولایت اعتقاد داریم بنابراین باید همه احکام خدایی را چه در مسائل شخصی و چه در امور اجتماعی سیاسی و... بپذیریم توضیح اینکه اگر کسی به خدا معتقد نیست یا عقیده دیگری دارد نمی توانیم او را مجبور به پذیرش اسلام کنیم اما اگر مسلمانیم و با ولایت و امامت بیعت کرده ایم، باید همه دستورات و احکام  و سیاست های اسلام را اجرا کنیم. این نه اختیار که تکلیف ماست. اصولا معنای حکومت دینی این است که احکام دینی اجرا شود و اگر قراری غیر از این باشد، باطل است. مسلمان و مومن بودن رئیس جمهور و وزرا و نمایندگان پارلمان و سایر مدیران شرط لازم برای حکومت دینی هست اما کافی نیست، نظام های بسیاری وجود دارد که چه بسا متدینی در راس آن باشد اما دینی نیست و خود نیز ادعای دینی بودن حکومت را ندارند. ولایت مطلقه فقیه ملزوم حکومت دینی و مردم سالاری دینی است.

اگر در هر دو مرحله انتخابات نهم ریاست جمهوری و دهم ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد را انتخاب کردیم، اگر او را بر قالیباف و لاریجانی و رضایی ترجیح دادیم اگر در این چهار سال از دولتی که مکتبی می نامیدیمش با جان و دل دفاع کردیم، اگر حذف ذوالقدرها و ... و نارضایتی برخی بزرگان دلسوز را تحمل کردیم و سکوت کردیم، اگر آمد و شد مشایی ها و کردان ها را تحمل کردیم، اگر تندروی ها و بی تدبیری ها دیدیم و هیچ نگفتیم به خاطر شخص احمدی نژاد نبود بلکه به جهت تاییدی بود که ولایت مطلقه امر پای مشق دولت گذاشته بود. به این خاطر بود که او را ولایتمدارتر از دیگران می دیدیم، او که بوسه بر دستان ولایت زد و بی پروا، با افتخار خود را بسیجی مطیع ولایت می خواند و بدون تعارف از اسلام ناب دفاع می کرد. لبخند رضایت ولی ما را بس بود، تنها سبب رویکرد مردم به دولت نهم در انتخابات دهم و خلق بی نظیر حماسه 22 خرداد، ولایتی بودن دولتمردان و در راس آن رئیس دولت بود.

آقای احمدی نژاد عاشق چشم و ابرویتان نبودیم اما والله با وضو و با نیت "قربت الی الله" به شما رای دادیم چرا که شما مصداق معیارهای ولایت می دانستیم و به همین دلیل امروز نمی توانیم حتی اندکی ولایت ناپذیری تان را تحمل کنیم. این بار دیگر نمی توانیم با خوش بینی از کنار آن عبور کنیم، نمی توانیم هیچ نگوییم، نمی توانیم بعد از چهار سال آن را سهل انگاری و بی تدبیری بدانیم. چرا به خاطر یک شخص با سوابق مبهم این گونه هزینه می دهید و حاضر به تاخیر در اجرای حکم ولی می شوید، آیا شما نمی دانستید که نظر رهبری انقلاب راجع به مشایی منفی است چرا او را به این پست مهم گماردید که احتیاج به نامه حضرت آقا شود؟ چرا در اجرای حکم تاخیر شد و با آن ادبیات جواب نامه داده شد؟ چرا بلافاصله مشایی به سمت دیگری منصوب می شود؟ براستی آیا انتظار دارید ساده انگارانه این انتصاب مجدد مشایی آن هم در یک موقعیت مهم و نزدیکتر را بدون پیام خاصی تفسیر کنیم؟ اصولا علت این لجبازی بی حد و حصر آقای رئیس جمهور چیست؟ چرا به خاطر یک شخص خود را در مقابل علما و مراجع، نمایندگان ملت، اصولگرایان و بدنه دلسوز اصولگرایی قرار می دهید؟ چه توجیهی برای این رفتارهای عجیب و غریب دارید؟ آیا برکناری محسنی اژه ای و صفار هرندی در راستای ولایت پذیری آقای احمدی نژاد بوده است؟

متاسفانه این روزها خبرهای ناخوشایندی از پچ پچ ها به گوش می رسد که امیدوارم صحت نداشته باشد اما همگان باید بدانند فرزندان خمینی و خامنه ای با هیچ احدی عهد اخوت نبسته اند، تنها پیمان سربازی با ولایت را امضا کرده اند و در برابر هر کسی که اذن نافرمانی از امر ولایت کند، می ایستند. عیب و عار نمی دانیم که بگوییم بدون تعارف با کسی که تا دیروز حمایتش می کردیم، امروز مقابله می کنیم اگر ببینیم که در راهی غیر از راه ولایت گام برمی دارد چرا که راه ولی امر را "صراط مستقیم" می دانیم. معیار برای ما ولایت است نه شخص، افراد هم تا زمانی که در خط ولایت هستند مورد تکریم و مشروع هستند و در غیر این صورت مشروعیتی برای ادامه مسئولیت خود نخواهند داشت.

به هر حال یک نمره منفی در کارنامه احمدی نژاد ثبت شد، گرچه برخی ها حرف آقا را ۸ سال و ۱۶ سال زمین گذاشتند اما همین یک هفته احمدی نژاد هم برای ما قابل تحمل نیست. امیدوارم دکتر احمدی نژاد جبران کند و بیش از این آن ۲۵ میلیون را سرخورده و دلسوزان را نگران نکند.

"ای خدای مهدی! در جهان کیست که ریزه خوار سفره امام نیست، چشمی عنایت کن که ولی نعمت خویش را باز شناسیم."

            



             

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388;ساعت 13:1;  توسط مریم;  | 

                                            اقای ماچنین است!

مطالبی که در ذیل می آید خاطراتی است که بعضی از مسئولان کشور و نزدیکان حضرت آقا مد ظله العالی در مورد ساده زیستس ایشان عنوان نموده اند.هرچند شاید شما نیز تابحال این خاطرات را همانند حقیر بار ها در جاهای مختلف مطالعه کرده باشید ولی مرور این خاطرات علاوه بر حظ معنوی برای ما احساس افتخاری می آفریند که غیر قابل وصف است چرا که مولا و مقتدایی چنین داریم !

زیباترین خاطره نیز بنظر من از آن فرزند خمینی کبیر است آنجا که می گویید :

بر خود واجب مي‌دانم كه شهادت دهم زندگي داخلي آيت‌الله خامنه‌اي نه از باب اين‌كه رهبر عزيز انقلاب ما به اين حرف‌ها نياز داشته باشند، بلكه وظيفه خود مي‌دانم تا اين مهم را به مردم مسلمان وانقلابي ايران بگويم...

جت‌الاسلام سيدعلي اكبري در بيان خاطراتي در وبلاگ شخصي خود مي‌گويد: «ما زماني خدمت ايشان رفتيم و از آقا درخواست نموديم تا اجازه بفرمايند از داخل منزلشان و وضيعت زندگي‌شان فيلم‌برداري كنيم، تا مردم وضيعت زندگي رهبر خود را ببينند و بفهمند كه ايشان چگونه زندگي مي‌كنند. آقا فرمودند: «اگر شما بخواهيد زندگي مرا نشان بدهيد مي‌ترسم خيلي‌ها باور نكنند.» [نقل از حجت السلام المسلمين سيد علي اكبر حسينی

از حضرت آيت‌الله جوادي آملي نيز نقل شده است: «يك روز مهمان مقام معظم رهبري بودم. فرزند ايشان آقا مصطفي نيز نشسته بود كه سفره گسترده شد، آيت‌الله خامنه‌اي به وي نگاهي كرد و فرمود: شما به منزل برويد. من خدمت ايشان عرض كردم: اجازه بفرماييد آقازاده هم باشند، من از وي درخواست كرده‌ام كه باهم باشيم‌. آقا فرمودند: اين غذا از بيت‌المال است، شما هم مهمان بيت‌المال هستيد. براي بچه‌ها جايز نيست كه بر سر اين سفره بنشينند. ايشان به منزل بروند و از غذاي خانه ميل كنند. من در آن لحظه فهميدم كه خداوند چرا اين همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است.»

زهرا رهنورد نيز تعريف مي‌كند: در زمان رياست جمهوري آيت‌الله خامنه‌اي، روزي همسر ايشان به منزل ما آمدند و به من گفتند: «كوپن قند و شكر ما تمام شده است، اگر شما قند و شكر داريد مقداري به ما قرض بدهيد.»


از مهندس حميد ميرزاده نيز نقل شده است: در زمان رياست جمهوري ، حضرت آيت الله خامنه اي يك چك پنجاه هزار توماني براي نخست‌ وزير وقت - مهندس مير حسين موسوي - ارسال مي‌نمايد و مي‌فرمايند: اين حداكثر پولي است كه ممكن است از بيت‌المال در هزينه‌هاي شخصي بنده جابجا شده باشد ، كمتر از اين است ، ولي شما اين مبلغ را به حساب خزانه دولت واريز كنيد تا من مديون بيت المال نباشم.


سردار سرلشكر سيدرحيم صفوي نيز در بيان خاطره‌اي مي‌گويد: ‌روزي كه در منزل مقام رهبري، در خدمت ايشان بودم، بحث قدري به طول انجاميد و نزديك مغرب شد. پس از نماز، معظم‌له با مهرباني به من فرمودند: «آقا رحيم! شام را مهمان ما باشيد». بنده در عين حال كه اين را توفيقي مي‌دانستم، خدمتشان عرض كردم:‌ «اسباب زحمت مي‌شود.» مقام معظم رهبري فرمودند:«نه، بمانيد؛ هرچه هست با هم مي‌خوريم.» وقتي‌كه سفره را گشودند و شام را آوردند، ديدم شام چيزي جز املت ساده نيست.


حجت‌الاسلام و المسلمين محمدي گلپايگاني نيز مي‌گويد: با اين‌كه مقام معظم رهبري مي‌توانند از همه‌ي امكانات مادي بهره‌مند شوند، سطح زندگي خصوصي ايشان از سطح زندگي يك شهروند معمولي پايين‌تر است. معظم‌لَه علاوه بر اين كه از يك زندگي معمولي سطح پايين بهره مي‌برند، دائماً به مسوولان سفارش مي‌كنند: «مواظب زندگي خود باشيد. اسراف نكنيد.»


دكتر غلامعلي حداد عادل در خاطراتش مي‌گويد: در اوايل رياست جمهوري آيت‌الله خامنه‌اي، يك شب ديداري با ايشان داشتم. صحبت به درازا كشيد، معظم لَه فرمودند: «شام پيش ما بمان.» من از اين دعوت خوشحال شدم؛ زيرا مي‌توانستم مدتي بيش‌تر در خدمت ايشان باشم. آقا فرمودند: «من نمي‌دانم شام چي داريم يا اصلاً به اندازه ما دونفر شام هست يا نه؟ به هر حال، هرچه باشد با هم مي‌خوريم.» از همان دفتر كار به منزل تلفن زدند و با خانواده صحبت كردند و گفتند: «خانم، شام چي داريم؟ فلاني پيش ماست و من گفته‌ام كه هر چه باشد با هم مي‌خوريم.» از جواب‌هاي آيت‌الله خامنه‌اي، احساس كردم كه در منزل به اندازه يك نفر شام كنار گذاشته‌اند. آقا فرمودند: «عيبي نداره! هر چه هست براي ما بفرستيد، قدري هم پنير و ماست همراهش كنيد.» پس از گذشت حدود يك ربع، يك بشقاب برنج ساده با يك كاسه كوچك خورشت معمولي خيلي متوسط و مختصر آوردند .قدري هم شايد نان و پنير و ماست همراه آن بود. آن‌ها را نصف كرديم و با هم خورديم. من در دلم و بعدها به زبانم، هزار مرتبه خداوند را به سبب نعمت انقلاب اسلامي شكر كردم كه چنين تحولي در كشور ايجاد كرد. در دستگاه طاغوت – در قبل از انقلاب – چه جاه و جلال و تجمل و اصراف و تبذيري وجود داشت و امروز رييس‌جمهور چه ساده زندگي مي‌كند.


حجت الاسلام و المسلمين مسيح مهاجري نيز مي‌گويد: «در زمان رياست‌جمهوري آيت‌الله خامنه‌اي، ايشان ماجرايي را براي من تعريف كردند كه بسيار شنيدني و جالب است. معظم لَه فرمودند روزي در دفتر كارم نشسته بودم، تلفن زنگ زد. مادرم پشت خط بود، گوشي را كه برداشتم با صداي خنده ايشان روبه رو شدم. علت را پرسيدم؛ مادرم گفت: «چند روزي است در خانه هيچ نداريم، پدرت هم پولي ندارد». اين داستان براي من بسيار مهم بود. پدر و مادر رييس‌جمهور كشور، پول و غذا ندارند. ماجراي مذكور نشان از ساده‌زيستي در خانه مقام ولايت دارد. ايشان در خانه بسيار ساده زندگي مي‌كنند و هيچ فردي تا به حال نتوانسته از موقعيت معظم لَه سوءاستفاده كند. چه افتخاري براي ملت مهم‌تر از اين كه چنين شخصيت ارزشمندي رهبري آنان را بر عهده دارد؟!


آيت‌الله سيدمحمودهاشمي شاهرودي نيز در بيان خاطره‌اي مي‌گويد: زندگي شخصي آقا از سادگي و سلامت خاصي برخوردار است. اين سادگي به زندگي نزديكان ايشان نيز سرايت كرده است. آقا و فرزندانش اهل تجملات نيستند. همين اعتقاد آنان را از سوءاستفاده از مقام و موقعيت بازداشته است. من اين سادگي را در منزل ايشان به تماشا نشستم. روزي معظم لَه مرا به كتابخانه خود دعوت كردند، من در آن جا يك ميز ساده و قديمي ديدم. در كنار ميز نيز يك صندلي كهنه بود. آن ميز و صندلي مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظم رهبري در كتابخانه‌ي ساده‌ي خود هنوز از همان ميز و صندلي استفاده مي‌كنند.


حجت‌الاسلام والمسلمين حاج سيداحمد خميني «ره» نيز مي‌گويد: بر خود واجب مي‌دانم كه شهادت دهم زندگي داخلي آيت‌الله خامنه‌اي نه از باب اين‌كه رهبر عزيز انقلاب ما به اين حرف‌ها نياز داشته باشند، بلكه وظيفه خود مي‌دانم تا اين مهم را به مردم مسلمان وانقلابي ايران بگويم. من از داخل منزل ايشان مطلع هستم. مقام معظم رهبري در خانه، بيش از يك نوع غذا بر سفره ندارند. خانواده‌ي معظم‌لَه روي موكت زندگي مي‌كنند. روزي به منزل ايشان رفتم، يك فرش مندرس آن جا بود. من از زبري آن فرش به موكت پناه بردم.


آيت‌الله مصباح يزدي نيز مي‌گويد: مصرف گوشت خانه‌ي آيت‌الله خامنه‌اي در زمان رياست‌جمهوري تنها از طريق كوپن بود. ايشان در آن زمان به من فرمودند: «من تاكنون غير از همان گوشت كوپني كه به همه مردم داده مي‌شود گوشت ديگري از بازار نخريده‌ام.» امروز هم زندگي ايشان مثل زندگي مردم محروم و مستضعف است.

سيد علي اكبر طاهايي نيز در بيان خاطره‌اي مي‌گويد: «‌من در آن زمان نماينده‌ي مجلس شوراي اسلامي بودم. همسرم يكي از بچه‌ها را نزد پزشك برد و در مطب دكتر، همسر مقام معظم رهبري را ملاقات كرد. ايشان نيز يكي از فرزندان خود را براي مداوا به آنجا آورده بودند. كسي نمي‌دانست كه ايشان كيست! چون نوبت به همسر آقا رسيد؛ به اتاق پزشك مراجه كردند. دكتر پس از معالجه فرزند مقام معظم رهبري گفت: براي مداواي فرزندتان روزي يك ليوان لعاب برنج به او بدهيد. همسر مقام معظم رهبري گفت: «ما چنين امكاناتي را نداريم» پزشك كه ايشان را نمي‌شناخت عصباني شد و گفت: «مگر امكان دارد درخانه‌اي برنج نباشد؟» همسر مقام معظم رهبري فرمود: «آقاي ما اجازه نمي‌دهد كه در خانه، غير از برنج كوپني استفاده كنيم و آن هم كفاف خوراك ما را بيش از يك بار در هفته نمي‌دهد.»


سردار سرتيپ پاسدار شوشتري نيز در با اشاره به توجه رهبري به ساده‌زيستي و پرهيز از تجمل‌گرايي مي‌گويد: مقداري زيلو در خانه مقام معظم رهبري بود. آن‌ها را جمع كرديم و فروختيم و يك مقدار هم پول از مال شخصي خودم روي آن‌ها گذاشتم. تا به جاي آن زيلوها، براي منزل آقا فرشي تهيه كنيم. وقتي زيلوها را عوض كرديم و فرش‌ها را پهن نموديم، آقا تشريف آوردند و فرمودند: «اين‌ها ديگر چيست؟» گفتم: «زيلوها را عوض كرديم». فرمودند: «اشتباه كرديد كه عوض نموديد. برويد همان زيلوها را بياوريد». اصرار را بي‌فايده ديدم و با هزار مكافات رفتم و زيلوها را پيدا كردم و توي خانه انداختم. زيلوهايي كه واقعاً به آن‌ها نگاه مي‌كردي، مي‌ديدي كه نخشان درآمده و ساييده شده‌اند.


حجت الاسلام علي ابوترابي نيز فرموده‌‌‌اند: مقام معظم رهبري -در زمان رياست جمهوري- سفرهاي خارجي زيادي داشتند و در اين سفر‌ها هداياي زيادي به شخص ايشان مي‌دادند .حتي در سفري كه به يوگسلاوي داشتند ،كليد طلايي كشور را به آقا دادند ولي مقام معظم رهبري در هيچ يك از اين هدايا تصرف نكردند و بعد از پايان دوره رياست جمهوري ، دستور فرمودند هدايا را در موزه نگهداري كنند و همه آنها را متعلق به كشور بدانند.


آقاي دكتر غلامعلي حدادعادل به نقل خاطره‌اي پرداخته است: چند روز پس از خواستگاري خانواده بزرگوار حضرت آيت‌الله خامنه‌اي از دختر بنده، خدمت مقام معظم رهبري رسيدم. ايشان فرمودند: «آقاي دكتر! اگر خدا بخواهد با هم خويشاوند مي‌شويم.» عرض كردم چطور؟ فرمودند: «آقا مجتبي و دختر خانم شما ظاهراً يكديگر را پسنديده‌اند و در گفتگو به نتيجه رسيده‌اند. حالا نظر شما چيست؟» عرض كردم: آقا اختيار ما هم دست شماست! آقا فرمودند: «شما و همسرتان استاد دانشگاه هستيد و زندگي شما با زندگي ما متفاوت است. تمام زندگي ما غير از كتاب‌هايم، يك وانت لوازم كهنه است. خانه ما هم دو اتاق اندروني دارد و يك اتاق بيروني كه مسئولان مي‌آيند و با من ديدار مي‌كنند. من پولي براي خريد خانه ندارم. خانه‌اي اجاره كرده‌ايم كه قرار است، در يك طبقه‌ي آن آقا مصطفي و در طبقه‌ي ديگر آقا مجتبي زندگي كنند. ما زندگي معمولي داريم و شما زندگي خوبي داريد، مثل ما زندگي نكرده‌ايد. آيا دختر شما حاضر است با اين وجود زندگي كند؟!» زيبايي و دقت سخن رهبر معظم انقلاب براي من بسيار جالب بود. موضوع را به دخترم گفتم و او با روي باز استقبال كرد.


حجت الاسلام و المسلمين نيازي نيز درباره تاكيد رهبري بر عدم تبعيض در برخورد فرموده‌اند: يكي از مسئولان نظامي دستور تصرف مكاني را صادر كرده بود. گرچه حق با او بود، اما شيوه اقدام قانوني نبود. سازمان قضايي نيروهاي مسلح گزارش حادثه را تنظيم و خدمت مقام معظم رهبري ارسال كرد. ايشان در زير آن گزارش، مرقوم فرمودند: «با متخلف برخورد كنيد ولو پسر من باشد.»


سخن پاياني

آنچه گفته شد قطره‌اي بود از دريايي عظيم كه آب دريا را اگر نتوان كشيد هم بقدر تشنگي بايد چشيد. بي‌دليل نبود كه امام راحل (ره) در مورد ايشان فرمودند: «در مورد دوستان و متعهدان به اسلام و مباني اسلام از جمله افراد نادري هستيد كه چون خورشيد روشني مي‌دهيد.» ( صحيفه نور ج

ص455).

واي بر ما اگر دچار غفلت تاريخي شويم. آيا بعضي مي‌خواهند ماجراي صفين و حكميت را بعد از چهارده قرن دوباره تكرار كنند؟ در صفين علي را به تصميم واداشتند؛ برخلاف نظر او.
امروز اما ما مي‌گوييم كه سيدنا و مولانا، حاشا و كلاّ كه ما تو را تنها بگذاريم. اگر چه از مظلوميت و غربت شما دلمان خون شده است، لكن بدان كه ما هنوز نمرده‌ايم كه عده‌اي بخواهند حريم ولايت را شكسته و شما را آماج حملات ناجوانمردانه‌ي خود قرار دهند و دستان علي را در بند كنند. ما امروز «مقداد وار» چشم به چشمان شما دوخته‌ و منتظر اشارت پلك شما هستيم تا كاري كنيم كه تاريخ همانند آن را سراغ نداشته باشد.

نوشته شده توسط سعید حیدری وبلاگ انچه بر ما می گذرد 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388;ساعت 12:55;  توسط مریم;  | 

دريافت کد اين فلش زيبا